حس مادری

یادمه اولین حسی که بعد زایمان داشتم یعنی لحظه ای که تو اتاق ریکاوری بهوش اومدم که بچه ام که نه ماه بود همراهمه یه تیکه از وجودم الان دور از منه یه احساس تهی شدن سبک شدن جسم و دلهره توجون

میتونم بگم از معدود لحظات عمرمه که میتونم هنوز مزمزه اش کنم

 

مادر شدن برای این مقدسه که یکی رو بیشتر از خودت دوست داشته باشی و برات مهم باشه

یه تیکه از خودت که خارج از تو ولی توباید به همه چیزش برسی و حواست به همه چیزشو و همه جاش باشه

/ 6 نظر / 3 بازدید
ساینا

[قلب]

مریم م

من اولین چیزی که بعد از بهوش اومدن پرسیدم ، این بود که نی نی خوبه؟ (البته به سختی می تونستم حرف بزنم) وقتی گفتن آره، شروع کردم برای همه اونهایی که بهم سپرده بودن، دعا کردم.

ریتا

من وقتی حسین رو برای اولین بار دیدم همش می گفتم: این مال منه؟ می گفتند: آره مال توئه! دوباره می گفتم: مال خود خودمه؟ آره بابا بعد از اینهمه بدبختی و درد کی می خواد ازت بگیرتش؟ [لبخند]

هوران

هزار بار لایک من وقتی تو ریکاوری به هوش اومدم فقط میگفتم بچم خوبه خانم آقا دیدینیش بچم کجاست

نارنجدونه

:) جوووووونم