ادامه میدهیم

کی بود دیروز اینجا میگفت که طاقت جمع کردن دکور ها رو نداره ؟

هان؟

تمام کریستالها رو جمع کردم و چون دیدم جعبه جا داره و باید پر شه تا لق نزنه

دکوری ها رم جمع کردم توش

یعنی الان عکس همسری کنار سرم نیست روی تخت گریه

آخه شبا که میچرخیدم اینور خودشو میدیدم میچرخیدم اونور عکسشو میدیم نیشخند

نکه فکر کنید الان تابلو اینا نداریما نه اینطوری نیست ولی خب یه جورایی دکور رو میزی ها رو جمع کردم

بوفم الان خالی خالی شده

برادر همسری میخواد اون خونه پایینو اجاره بده یعنی رو پول اجارش حساب کرده که به ما بده

خدا کنه زودی مستاجر برای اونجام پیدا بشه

چند شبه خواب راحتی ندارم آرومم خوشحالم ولی راحت نمی خوابم

دوستای خوبم برای یکی از دوستام خیلی دعا کنید خیلی مشکل داره دیشب بهم زنگ زده بود توی تک تک کلماتش میشد فهمید دیگه بریده

سعی کردم بهش قانون جذب یاد بدم بهش بگم که باعث همه این اتفاق ها انرژی های منفیه

ولی داشتم به زبون میگفتم دلم پر غم شد

دوستم ، دوستی که تا فهمیده بود ما الان در بحران مالی به سر میبریم از اونور ایران تماس گرفته بود که من هستم بهت کمک میکنم

دنیا دنیا ازش ممنون بودم و با تمام وجودم براش آرزوی موفقیت کردم

البته مطمئنم به زودی شادی تمام زندگیشو میگیره ولی خب الان تحمل خیلی سخته خیلی خدایا خدای مهربون شکرت که همیشه خوبی رو برامون رقم میزنی برای دوستم خوبی ها رو فراهم کن آمین

 

/ 9 نظر / 9 بازدید
راما

من قربونت بشم خانومی که اینقدر تو مهربونی با خوندن جمله های قشنگت اشک تو چشمام جمع شدم و مجبور شدم برم تو دستشویی آموزشگاه گریه کنم از خوشحالی و مهربونیت دلم نمیخواست دل قشنگ تو غصه دار بشه گلم مرسی واسه دعاهای قشگت مرسی واسه مهربونیت مرسی واسه صدای پر از مهرت مرسی واست پست پر از دلگرمیت

بهار

الهييييييييييييييييييييي فلفل فعال و با احساس خودميا بگم

بهار

بدنم مور مور شد فلفل خدا نكشه تو رو دختر بلا

مهستا

خونه نو مبارک.آفرین. چقدر خوب روی قانون جذب کار کردی.منم باید تمرینم رو بیشتر کنم پس! به امید برآورده شدن آرزوهای همه![بغل]

رامونا بانو

سلام. رامونا بانو با عنوان: "پایان امتحانات و مرگ خپل خان" بروزه.

نازمهر

فلفل جان امیدوارم به خاطر قلب مهربان تو و دوستت به زودی درهای شادی به روی جفتتون باز بشه آمین[گل]