سریش

 

بازم یکی دیگه از کسایی که توی شرکت خیلی به دستو پام میپیچید ازدواج کردتعجب

منو جوجوخان چقده کاره خیر کردیم

یکی از اونایی که به پروپام می پیچیدو قبل ازدواج جوجوخان هم در جریان بود میخواست تو ازدواج کنه که بعد خواستگاری تصادف کرده بودند و ... که نشد اون که دیگه تابلو بود برای چشم در بیاریه من میخواد ازدواج کنه

ولی اینی که امروز شنیدم جالبتره ، این پسره یه 15 سالی از من بزرگتر بود و بدتیپ واز وقتی که من اومده بودم تواین قسمت کلی به خودش میرسید تیپ اسپرت میزد سبزکه اونم برای خودش سوقاتی بودو چون بلد نبود همه میخندیدند نیشخندو اکثریت هم فهمیده بودن برای چیه که با ازدواج من کلی جا خورد و حتی بهم تبریک هم نگفت

و امروز گفتند که بایکی از بچه های شرکت ازدواج کرده

خلاصه که همسری ، آهای کجایی دیدی چقده کار خیر کردیم الان شیطون داره بریون میشه عینک

/ 17 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پوروچیست

بامزش این جاست که همه ی این سریشا [سبز]فکر می کنن ما عاشقشونیم [نیشخند]

باقلوا

سلام.خوبی؟ از وبلاگت خوشم اومد چون یه جورایی مثل منی. منو شوهرم باهم همکلاسی هستیم و هنوز همخونه نشدیم. پرررویی کردم و بدون اجازه ات لینکت کردم. خوشحال میشم بهم سر بزنی

نارنجدونه

تو کجایی آیا[نیشخند]

نارنجدونه

به به میبنم که قاپ باقلوای منو هم دزدیدندی[شیطان]

نارنجدونه

[عصبانی]بیام گازت بگیرم

َadmin

سلام وبلاگ قشنگی داری چند مدتی میشه هر روز به اینجا سر میزنم راستش نمیدونم در مورد مشکلاتی که توی چند پست قبلی نوشتی چی بگم ولی راستش عدم ارتباط با خانواده همسر از جانب هر دو طرف میتونه مشکلاتی رو در اینده پدیدار کنه که حل کردن اون مسائل در اون زمان مشکلاتی بسیار زیاد به بار خواهد اورد من وقتی همسرم برای مدت زمان کوتاهی شاید کمتر از 4 روز با خانواده ام مشکل پیدا کرد به حد جنون رسیده بودم امیدوارم با سیاستی که در پیش خواهی گرفت در عین اینکه رفت و امد با خانواده همسر رو در دستور کار قرار بدی ولی طوری رفتار کنی که همیشه فاصله بین تو و اونها حفظ بشه موفق باشی

سایه

كجايي خانومي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟