سلام

خب امروز عروسی دعوتیم و من اصلا حاله رفتن ندارم

خب خودتونو بزارین جای من چند هفته است کار داریم و اصلا استراحت نکردم جمعه هم که رفتیم ختم ! و خسته ام

و حالا باید ساعت 4 برسم خونه دوش بگیرم برم آرایشگاه موهام رو درست کنه بیام خونه صورتم رو آرایش کنم بعد بریم تا لویزان!!! فک کن تو این شلوغی شبه عید از جنت آباد بخوای بری لویزان اونم ساعت حدود 6!!!!!!!!!!!آخ

حالا مامانم زنگ زده اگه میشه زودتر برو آرایشگاه که زود بریم سالن !!! یعنی یه ذره به فکر من نیستنا!

حالا اگه من عروسیمو اونجا گرفته بودم همین مامانم اینا انقدر غر به جونم میزدن که کشته بودنم

وای خدا اعصابم خیلی خورده 

/ 11 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فیروزه

به سلامتی ... عروسی خوبه که ... حالا عروسی کی هست؟ فامیل نزدیکه؟ ما هم امشب عروسی دعوتیم! همون سمتای لویزان ... اما خب به خاطر عزادار بودنمون عذر خواستیم و نمیریم ... نکنه فامیلیم با هم؟ [شیطان]

نگار

عروسی خوش بگذره

خانومی

به جاهای خوب خوبش فکر کن فلفلی جونم که تو عروسی بهت خوش می گذره .... ولی جدی ها عروسی ایرانیا خیلی اعصاب خردیه ! همش فکر آرایشگه و لباس و مو و آرایش و کفش و ....! اصلا به آدم خوش نمی گذره :))

سیندخت

عیب نداره دیگه... خوش باش

ساینا

[بغل]

آمارین

حرص نخور مادر پوستت خراب میشه شب قراره بری عروسی[نیشخند]

فیروزه

نه فامیل نیستیم! ... این عروسی توی باشگاه بانک ملیه ...

faeqeh

salam neveshtaneto dost daram dost dashty bema ham sar bezan khoshhal mishim[چشمک]

مهرناز

عزیزم به نظرم خیلی حساس شدی... یه من راحت تر با مسایل برخورد کنی خودت هم راحت تری