این ١۴ روزی که خونه بودیم همه چیز خوب بود کلی باهم خوب بودیم

همسری حسابی بهم میرسید و تمام توجهش بودم

اما از دیروزافسوس دوباره شروع شد

شب که رسیدیم خونه خیلی باهام سرد بود هرچی میپرسیدم با بد بختی در حد چندتا کلمه جواب میداد!

نگید که خب اومدین سره کار و مشغله داره و اینا که ما توی عید هم سره کار اومدیم ولی ...

بگذریم که خیلی دلم گرفته خیلی

وقتی بهش اعتراض کردم دیشب الکی اومد یکمی باهام خندید و سری به سرو روم کشید رفت

تازه وقتی هم زنگ میزنم اصلا تحویلم نمی گیره امروز

خب بگین چی کار کنم آخه گریه

پینوشت : عکسا تو گوشی همسریه برام نمیفرسته که بزارم تو وب

/ 10 نظر / 3 بازدید
دختری در مزرعه

آقای همسری لطفا با فلفل بانو راه بیاید و اینطوری سرد برخورد نکنید و بعد دوباره لطفا عکسا رو برای خانومتون بفرستید ![نیشخند]

پریسا ادیسه

[متفکر] خب از سر کار برگشته بودید نه؟ لابد خیلی خسته بوده. قربون دلت برم که گرفته [بغل][ماچ]

سایه

سلام فلفلی . سال نو مبارک . سال خوبی داشته باشی

سایه

سلام فلفلی . سال نو مبارک . سال خوبی داشته باشی

مهرناز

شاید تو محل کارش مشکلی داره آقای همسری؟

خانوم جان

خانومی اگه بخوای واسه هر چی حرص بخوری پیر میشیا[ناراحت]

نازی

سلام مردها بیشترشون یه وقتایی میرن تو غار تنهاییشون تو این جور موقع ها به جای اینکه هی بهشون گیر بدی یا خودت فکر کنی باید اونا را به حال خودشون بذاری و خودت را با یه چیزی سرگرم کنی تا از غارشون بیان بیرون

بنر

با اجازه لینکت کردم عزیز، چند پست همین صفحه اول رو خوندم، لینکت میکنم که سر فرصت بیام بخونمت. [پلک]

سلام فلفل بانو چرا قسمت نظراتت اینطوریه؟؟؟؟

فیروزه

سلام دوست عزیز خیلی نګران نباش، همه ما آدما ګاهی نیاز داریم تنها باشیم ،البته ببخشید که بی دعوت امدم و تازه فضولی هم کردم، هر جا ادیسه بره منم یه سرکی میکشم.