گزارش از احوالاتم

وای که از وقتی وارد ماه هفت شدم چرا انقدر بیحال شدم!

از اول این هفته دقیقا وقتی دیگه ساعت میشه دو یعنی من کاملا دشارژ میشم! و لحظه شماری میکنم تا همسری بیاد دنبالم تا بیایم خونه و من ولو شم بعد از کمی استراحت نوبت شام  درست کردن و مرتب کردن آشپزخونه میشه

خب خونه که فعلا فرشا لوله شده است و اتاق نی نی هم بهم ریخت است وسایل خریداری شده اصلا جابجا نشده چون گذاشتم بعد از عید یهو کمدش اینا رو دستمال کنم بعد بچینم همه رو جمع کردم تو تختش خب اونجا هم که هیچی میمونه اتاق خودمون که اونم کاری نداره و این یعنی کلهم بی خیال شدم تا 20 روز دیگه خونه تکونی ایشالله انجام شه بعد خونه مرتب شه

یه هفته است میخوام برم آرایشگاه ابروهام رو بردارم شده کتلت! وقت نمیکنم یعنی جون ندارم که برم هر روز میگم امروز میرم بعدازظهر که میشه میبینم دارم غش میکنم! تازه رفتم باید برای شب عید هم وقت بگیرم اوفففففف

 احتمالا موهامم کوتاه میکنم دیگه خیلی میریزه

خیلی هم بد دو رنگ شده خیلی خوشحالم که میتونم برم روی رنگ موهای خودم هایلایت در بیارم دیگه خیلی رو هم روهم رنگ کرده بودم خوب شد

امروز و دیروز هم رفتیم کلی گوشت گرفتیم کردیم تو فریزر فک کنم تا اردیبهشت رو ببینه ایشالله اون موقع باید دوباره بگیریم برای بعد از اومدن نی نی داشته باشیم بعد از عیدم باید برم سراغ لوبیا و بادمجون و این جور چیزا که یه سه ماهی داشته باشم خوبه بعد که نی نی یه دو ماهش شد دیگه میتونم فکر کنم کارام رو روبراه کنم و فرصتم بیشتر میشه

وای که با این حال که همه کاررو همسری کرد پاک کرد خوردکرد شست من فقط نشستم بسته بندی کردیم و بعد لگن و تخته اینا رو شستم ولی کلی خسته شدم!

و خبر دیگه اینکه همه دارن تو شرکتمون بچه دار میشن! خیلی جالبه حتی کسایی که 12-13 سال بچه دار نشدن! این یعنی تمام مهدهای اطراف اداره پر خواهد شد! البته خدا رو شکر انگاری مرخصی زایمان 9 ماه شد ایشالله این یعنی اینکه دیگه نگران شیر خوردن و کابوس اینکه تازه میخواد به غذا کمکی بیفته و اتاقش جدا شه باید سرکارم برم ! رو ندارم و سه ماه فرصت دارم

و اینکه دارم برنامه ریزی میکنم سه هفته آخر رو مرخصی استحقاقی بگیرم آخه این استعلاجی خیلی دردسر داره هنوز دارم برای 10 روز آبانم میدوام! البته همسری میدوه فقط من کمیته پزشکیش رو رفتم ولی دیگه حسش نیست

تورو خدا دعا کنید کار همسری بگیره من دیگه بعد 9 ماه نرم سر کار بمونم به جوجه ام برسم

خب برم دیگه آکادمی شروع شد!

/ 8 نظر / 2 بازدید
خانمه

به سلامتی 2 ماه دیگه فارغ میشی؟امیدوارم این دو ماه هم با خوبی و خوشی برات تموم بشه .مراقب خودت باش

مموی عطربرنج

چه خوب! مرخصی زایمان 9 ماه شد! ایول !! می خواستم امروز ازت بپرسم کی فارغ می شی! به سلامتی دوستم...

سیندخت

خب حق داریا من وضعیت تو رو ندارم همینجوری خسته و نالانم چه برسه به تو که دو نفری دختر! :)) آره خوبه 9 ماه شده... با خیال راحت به بچه می رسی اقلا... ایشالا که کارشون روبه راه و توام با پشرفت و موفقیت میشه عزیزم

ســـــــاینــــــــا!.

بالاخره یه کار نثبت کردن خیلی خوبه 9ماه حق داری خسته باشی عزیزم..ایشالله جوور شه و راحت بشی بعد از بدنیا امدن نینی.. اس انتخاب کردین؟؟حرفی نزدی؟

ســـــــاینــــــــا!.

اردیبهشتی میشه دخترت ای جون...

آمارین

عزیزمممممممم من فک میکردم مثلا 5 ماهت باشه. یعنی نینی اردیبهشتی میشه؟ توی بچه های دوستان کسی اردیبهشتی نبوده ها. میشه متولد ماه من. خوب میکنی موهاتو کوتاه میکنی چون خصوصا اون 40 روز اول هرروز دوش میگیری بعد نمیشه هی سه ساعت به موهات برسی. منم کوتاه کوتاه کردم

نارنجدونه

عزیزززززززززم مامان فلفل بی حال چقدر خوب 9 ماه به نظرم زمان خوبیه انشالله که تا تولد دختری با پاقدمش کار باباییش هم بگیره و دیگه مامان فلفل رااااحت و آسوده واسه دختر داری کنه [بغل] سیندختی راس میگه ها منم همین طورم [قهقهه][نیشخند]

نیلوفر

از ته دلم دعا میکنم که کار همسریت بگیره و بعد اومدن نی نی بتونی بمونی خونه. خونه موندن عالیه عالیییی مخصوصاَ با بچه فکر کنم آدم دچار پیری زودرس بشه از حرص دوری بچه و فشار کارها. خدا بزرگه عزیزم. انشاله بهترین ها رو برات پیش میاره. مواظب خودت و جیگر طلات باش [ماچ]