در ادامه افسردگی وبلاگستان وب حذف میکنیم!

خب الان دارم از پشت سیستم همکارم مینویسم چون اینترنت خودم تموم شده اینم رفته دانشگاه منم گفتم از اینترنت امروزش استفاده کنم

امروز بعد از مدتها وبلاگهایی که حتی به آدرسشونم دلم خوش بود رو مجبور شدم بسپارم به زباله دان تاریخ!

خیلی وقت بود میخواست به لینک دونی دوستانم یه سرو سامونی بدم خب در عرض این 6 سال خیلی ها رو از دلم نمیومد حذف کنم درسته سالها بود نمینوشتن یا حتی وبلاگشونو حذف کرده بودن یا منتقل شده بودن ولی خب من به رسم خاطراتی که حتی با اسم و آدرسشون داشتم حذف نکرده بودم ولی دیگه واقعا اینجا احتیاج به یه تحول داشت

این روزها یه سره در حال پاک سازی هستم اطرافم . میزه کارم ووو خیلی خوب بود باورم نمیشد انقدر وبلاگ رو باید حذف میکردم که یا بسته بودنش یا منتقل شده بودن 18 وبلاگ حذف شدن ! به همین دلایل  برای بعضی هاشون دستم تا چند لحظه روی موس خشک میشد به خاطر همینم شارژ اینترنتم تموم شد چون بعضی هاشونو تو خاطرات گذشته یه چرخی زدم بعد حذف کردم بگذریم افسوس

اینا حذف شدن زیگزاگ ( که یهویی رفت ) وبلاگهای قبلی مستانه جون - الهام ( آشپزی)‌- خانومه و آقاهه هردو وبلاگشون - هانیل - ملودی - تنها و پردیس - سمیر (‌از قبلها مونده بود به رسم خاطره ) سمیرا - فاطمه زهرا کوچولو - گلابتون - مریم خانومی - مری و شوهری - مکتب الشهدا - من و همسری ( وبلاگ لیلا جون اولین وبلاگی بود که درباره زندگی مشترک خوندم )‌ وبلاگ قرآن و عترت ( دیگه آپ نمیشد ) یاس سفید ( اینم برای مونی بود ! )

اینا حذف شد البته میگم چندتاشون دو آدرسه بودن

البته یه سری ها هم که موندن سالی یه بار آپ میشن ولی خب همون سالی یه بارشم دل خوشکنکمه

مثل : مهدیس - سایه - آیلین - خورشید - پریسا ادیسه - خانمی - me- عروس بیچاره - مهربانو و شازده - مونی - فیروزه -

دیگه چیزی نمود 11 تا هم که آشپزی و بانک و ... است !

ولی احساس سبکی میکنم هر وقت اسماشونو میدیدم البته هیچوقت از ذهنم پاک نمیشن یاده یهویی رفتنشون می افتادم یاده اینکه یعنی منو چطوری شناختن که بهم آدرس ندادن!‌حتی رمزمم داشتن عکسمم دیدن خصوصی ترین چیزها رو خوندن !‌من بهشون اعتماد داشتم ولی اونا... خب اینا خیلی دلمو میشکونه ولی من سپردمشون به زباله دون تاریخ تموم شد میخوام هر چی تو گذشته بوده حلش کنم تا از وجودم خارج شه همین

چون درد معده ام و سنگ صفرا و سنگ کلیه همش در کتاب شفای زندگی نوشته برای مشکلات حل نشده گذشته است باید گذشته رو رها کنی و بدونی که مشکلات گذشته رو حل میکنی وووو منم شروع کردم از همه جا

این حرکت امروزم بود به امید روزهای سلامتی و خوشی

/ 14 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پرین

کار خوبی کردی! منم هر از چندگاه از این کارا میکنم! لازمه! بعدشم خانمی من بهت گفت یه جای دیگه می نویسم! [چشمک] من همیشه میخونمت اگر چه کامنتی نذارم[ماچ]

مصی

فلفل جونم تو نری یه وقت[ناراحت] عزیزم میشه لینکت کنم؟

مموی عطربرنج

آخی...منم که کلهم ترکوندم!!

آمارین

مدتها بود دیده بودم وبلاگ اول من رو نگه داشتی.خب اونحا رو خیلی دوس داشتم اما دیگه نموندم میژون رو هم یادته؟ مونی که نینی دار شد دیگه نیومد. از قدیمیا یه تعدامون هستیم. سیندخت. نارنجدونه طنین. وای برو لینکای اون وب من رو ببین تورو خدا. خیلیااااااااا دیگه ننوشتن. اهان هاله وبلاگ محمد و هاله. اونم نینی دار شد. دلم براشون تنگ شده. خانوم خونه سمیه هم که دیگه منو به جا نیاورد و رمز هم نداد بخونم. اصلا نمیدونم دیگه مینویسه یا نه همون مامان ایلیا. اینا رو تو هم یادته؟

مهدیس

ای جااااااااااان من جزو سالی یه باری هام؟[خنده] عذرم موجهه نتم قطع بود مرسیییییییی حذفم نکردی[چشمک][ماچ]

نسیم

سلام من کلینیک خارک میروم در وب بمان

سیندخت

راست میگی پاکسازی خوبه ولی واقعا دل آدم می سوزه که چرا یه سری از دوستا دیگه نیستن... ایشالا خوش باشن

خانمه

خوب منو فرستادی به زباله دان تاریخ در حالی که هنوز هستم :) فقط نمینویسم. البته توییت میکنم بیشترتا وبلاگ نویسی . کلا وبلاگ نویسی یهو نابود شد تو نت.اما خوب من همیشه شما رو میخونم. شاد باشی

خانمه

نه بابا بهم برنخورده :) ولی من این مدت فقط خواننده بودم. تنبل در نوشتن و حتی کامنت گذاشتن. خوب فکر میکردم وقتی میخونم لابد بقیه میفهمن :)) نمیدونم چرا نمیتونم بنویسم. هی میگم از این هفته شروع میکنم باز نمیتونم. اما خوب خوندن وبلاگها رو هنوز کنار نذاشتم و هر جوری باشه همه رو میخونم اون چیزایی رو هم بهش اشاره کردی هنوز یادمه . من حافظه قویی دارم [نیشخند]

˙•▪●ღME.tO.Uღ●▪•˙

فلفل جون من سالی یه بار آپ نمیکنم حالا هرطور راحتی عزیزم اگه حذف کردی بهم بگو..