عید غدیر

سلام عیدتون مبارک

سید ها دعا یادشون نره ها بخصوص برای سلامتیم خیلی احتیاج دارمزبان

دیروز رفتم دکتر آزمایشهام رو دید گفت خوبه

ولی دلیل این همه خونریزی هنوز معلوم نیست! نگفتم؟ خوب حالا گفتم

طوری شدم که از دیروز تا الان یه جورایی واعا در فضام! قرار شد این ماه ال دی بخورم شاید کنترل شه و باز یه آزمایش کامل هورمونی بدم !

البته امروز صبح رفتم پارس و آزمایش رو دادم

فکرشو بکن امروز هم عید سیدها بودو مامان منم سید

هر سال باز یه کمکی بهش میدادم ولی امسال اصلا نتونستم فکرشو بکن با این حالو روز بری خونم بدی!

امروز دیگه داشت دلم برای خودم میسوخت

یه دو ساعت مثل مهمون خونه مامانم اینا بودم دو سری از مهموناش اومدن بعد دیدم اگه اونجا باشم حتی اگه پذیرایی نکنم بازم رفتو آمده سخته بخصوص که اوضاع اصلا خوب نبود

پدر یکی از دوستان عزیزمم ( که همکارهای قبلمم بود ) فوت شده بود امروز سومش بود اونجا هم باید میرفتم یعنی انگاری میخواستم کوه بکنم

رفتم دوستم اصلا حالت روحی خوبی نداشت سره پا یه تسلیت گفتم و زودی اومدم بیشتر به خاطر این که این گندالوها بودن همکارای قدیممو رئیسم اینا نبینم آخه اونا با این دوستم فامیلن

دلم میخواست بمونم پیششو حسابی بغلش کنم

از اونجا اومدم خونمون هی حالم بد شد و نمی دونم کی رو تخت یه جورایی بی هوش شدم تا ساعت 7 بیدار شدم تو خواب و بیداری احساس کردم وای به مادر شوهرم زنگ نزدم و با ترس از خواب بیدار شدم اومدم تو حال باوجودی که چشمام داشت سیاهی میرفت گفتم اون گوشی رو بده به من به مامانت زنگ بزنم همسری هم گفت ولش کن بعدا گفتم نه دیر شده

همسری گفت بزار خودم اول حرف بزنم

که مادرش شروع کرد به داد و بیداد صدای دادهاش رو میشنیدم که چه عجب و اینا!!!!!!!!!!!

خدا رحم کرده همیشه جلو تر از همه اونجا بودم و همیشه به احترامش زنگ میزنم

آخه جاریم میخواست بره همونی که معرف حضور هست! مطمئنم از صبح یه کله خودش و دخترش دارن میپزن و آماده میکنن تا جاریه بیاد خدا شانس بده

اینا برام مهم نیست اما این کاراشون کفرمو در میاره که انگار یادشون میره کارام

همسری هم دید حاله من که خراب هست اگه با مادر شوهره حرف بزنم حتما امشب خواهم مرد گفت فلفل خوابه! به منم اشاره کرد لازم نکرده که تو صحبت کنی!

باور کنید این جاریه یه چیزی به خورد اینا میده

ازشم بر میاد انقدر خاله زنکه

دلم برای خودم میسوزه

/ 4 نظر / 12 بازدید
نگار

چرا خونریزی نکنه کیست داری؟ اهن مصرف میکنی واسه سر گیحه میگم احتمالن کم خونی دوستم اوه من جاری ندارم ولی درکت میکنم خودتو ناراخت نکن تو به دوست داشتن کسی احتیاج نداری بعدم براشون کاری نکن وقتی به چشمشون نمیاد [ماچ]

سیندخت

آخی خونریزی برای چی؟ ایشالا که خوب بشی ضعف میده بهت...مراقب خودت باش و خودتو تقویت کن...این که یادشون میره تو قبلا چه کردی واقعا زور داره...

نارنجدونه

خودتو ببند به عدس و اسفناج و پسته خیلی خطر ناکه الهی که خدا به حق حضرت زهرا این درد رو از تنت برداره و دامنت رو سبز کنه به حضور یه فرزند سالم و صالح فلفلی جونم خیلی سخته این آدمای بی فکرم ول کن هلاک شن به حال خودشون درشون هیچ خیری نیست الله اکبر از این پیرهای بی فکر و تدبیر که بزرگتری بلند نیستن و اسمشون بزرگتره

دردونه

بازم خوبه شوهرت هواسش به حالت بوده شوهر من که هنوز چشم و گوشش در مقابل مادرش هر چقدر هم بی منطق باشه بسته است ... می گم نکنه از عوارض کاهش وزن و طب سوزنی باشه؟....