بابا ترخیص شد

چهارشنبه بابا رو بردیم خونه

همه چیز یهویی شد دکتر اومده بود از آی سیو بفرستتش بخش دیده بود هیچی نمیخوره تو بیمارستان

اول فکر کرده بودن زردی داره به خاطر همینم نه بهش مسکن درست و درمون میزدن نه بهش خون وصل کرده بودن! این بیچاره هم زرده زرد شده بود

تا سه روزم تو بیمارستان لب به هیچی نزده بود خب فکر کن جوجه کباب میدادن به آدمی که کلی شلنگ و غیره کردن تو گلوش و گلوش زخمه خب چطوری بخوره؟

اونم چون حالش بد بود نمیتونست به ما بگه تا اینکه جمعه از دهنش پرید که نتونستم ناهار بخورم هیچی نمیخورم ! که ما فهمیدیم

از شنبه هفته پیش براش تو خونه ماهیچه و غذا درست میکردم میاوردم شرکت ( بیمارستان نزدیکه شرکت ) داداشم ظهرها میبرد براش

سر دو روز رنگ چهره شروع کرد به تغییر کردن ! یعنی تو بیمارستان رسما داشتن میکشتنش گریهبعد براش بعد از ظهرها هم آب میوه تازه از خونه مامان میگرفت منم آناناس از هایپر همسری میگرفت و میدادیم میخورد الانم مامان میگیره تازه به تازه بهش میدیم

خلاصه دکتر روز چهارشنبه میاد ببینتش و میفهمه که قضیه از این قراره که اگه از خونه براش غذا رسید میخوره اگر نه هیچی ! به بابا میگه پس من جای بخش میفرستمت خونه ولی حواست باید به فشارت و دمای بدنت باشه بابا هم قبول میکنه و یهویی زنگ زدن به داداشم بیا بابا ترخیصه دیگه داداشم و همسری بدو رفتن بیمارستان تا کارای ترخیص رو بکنن

واقعا همسرم سنگ تموم گذاشت برامون اگر نبود داداشم تنهایی از پس این چند روز بر نمیومد

بابامم قبل عمل داشت به برادر شوهرم میگفت که دامادم خیلی این چند روز کمک بوده و اینا

خلاصه که بردیمش خونه

حسابی سعی کردم خودمونو جمع و جور کنیم که روحیه داشته باشه جلوش بگیم و بخندیم

بابام دیشب میگه خدا رو شکر روحیه شماها خوبه

گفتم چرا خوب نباشه بابا جونم خدا شما رو دوباره به ما داده

سعی کردم نظرش رو به چیزای خوبی که در حال اتفاقه و قراره در آینده نزدیک داشته باشیم جلب کنم تا سرش گرم شه

بچه ها غذاهای آب پز که به درد بابا بخوره تا میتونین بهم یاد بدین ما کم بلدیم

مثلا مثل تاس کباب مثل خوراک و اینا چیا بلدین ممنون میشم بهمون یاد بدین

/ 30 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هلیا

خیلی مراقبش باشین پدر نعمته ایشالا روز به روز بهتر میشه

خانمی

سلام فلفل جان خدا را شکر پدر مرخص شدن برای رمز جواب ندادید فهمیدم نمیخواید بدید عزیزم وبلاگ شماست هر طور راحتید عدسی/ترکیب کدو سبز وپیاز وکمی نمک وفلفل وزردچوبه/ماهی بخارپز وآبپز/فیله کبابی/ترکیب گوشت بدون چربی وعدس وکلم سر +کمی ادویه /سوپ جو /دال عدس /اگر مورد دیگه ای هم بود بازم میگم عزیزم

خانمی

مرغ بخارپز باکدو/سبزیجات بخار پز مثل کلم سفید وبروکلی با لوبیا سز وهویج/ سیب زمینی بخارپز با ادویه کم وکمی سبزی تازه یا خشک مثل جعفری/خوراک هویج وسیب زمینی با گوشت کم چرب بخار پز یا آبپز/

هانیل

ممنون فلفل جون، من چون فکر کردم پست های اختصاصی رو نمیخوای افرادی که زیاد نمیشناسی بخونن دیگه ایمیل نگذاشتم برات الان ایمیلمو میذارم ولی با اینحال اگر صلاح ندونستی نیازی نیست پسورد بفرستی خانم من کاملا شرایط اجتماع و مصالحی که باعث میشه احتیاط کنی درک میکنم. راستی مهربانو با همون ادرس قبلی دوباره شروع به نوشتن کرده

گل بانو

فلفلي از خودت خبر بده . از ني نيه تربچمون چه خبر؟ خيلي وقته به فكرتم ولي تو وبلاگتم چيز خاصي از خودت ننوشتي ؟ همه چي روبه راهه؟

دزی

سلام عزیزم, من برات یه کامنت گذاشتم به دستت نرسیده? [ناراحت]

دزی

برات خصوصی فرستاده بودم, یه عالمه بود[گریه] از تجربیات عمل قلب بابام نوشته بودم, گفتم شاید به دردت بخوره, که انگار به دستت نرسیده.