چرا ؟ چون...

خب یه توضیحی درباره اینکه چرا خب داداشم خودش انتخاب نمیکنه بدم 

بابا ما زبونمون مو در آورد انقدر به این داداشی گفتیم بابا این رسم زن گرفتن نیست خودت باید انتخاب کنی!

وای دوست جونا نمیدونید که چه حالی داریم ! حساب کن مامان و بابام خودشون هم دیگرو انتخاب کردن همینطور عمه و عمو و خاله ! و همینطور جفت پدربزرگ و مادر بزرگام! اون زمان عاشق شدن و ازدواج کردن ! جالبه هر دو مادر بزرگمم نشون کرده بودن برای کس دیگه و سمت مادری از تبریز اومده تهران مونده خونه خواهرش که با اون نامزده ازدواج نکنه! چون عاشق پسر داییش که بابا بزرگم بوده و تهران بودن شده بوده! و اون یکی مادر بزرگمم ولی چون خانواده اش خیلی اسم و رسم دار بودن تو تبریز با پدرش صحبت کرده که من نامزدمو نمیخوام  فلانی رو میخوام! که بیرون هم دیگه رو دیده بودن! و اونام هم قبول کردن و پدرش چون خیلی مادر بزرگمو دوست داشته قبول کرده ولی از حرف برادرش و اینکه خیلی مادر بزرگمو اذیت کردن بعد عقدش مجبور شده بیاد تهران بعد عروسی که بعد فوت پدرشم برادرها هیچی به از ارث پدری بهش ندادن چون اون آقای نامزد خان دوست صمیمی برادرها بوده و تاجر بزرگ فرش تو تبریز ! و برادرها خیلی ناراحت شده بودن ! و پدربزرگ بنده خدام رو در شأن خودشون نمیدونستن!

خلاصه که همه اینطوری ازدواج کردیم حتی خود منم که میدونید ! ولی داداش میگه من الان تنها جایی که میرم محل کاره اونم همه مردن! فقط یه آبدارچیمون خانومه اونم پیره!نیشخند

تو فامیلم که دخترها هیچ کدوم به داداشم نمیخورن !

تو نزدیکان دوستاشم همینطور همه بزرگترن! یا خیلی کوچیکتر!

خلاصه که گیر کردیم  !

البته تازگی فهمیدیم اکثر پسرها همینطوری دارن دوباره زن میگیرن! چون از نتیجه ازدواجهای این چند سال متوجه شدن که خودشون که بپسندن انتخاب خوبی نیست ! البته من اینو قبول ندارم اگر درست انتخاب بشه خیلی هم خوبه ولی خب اکثر کسایی که دارم تو همکارام که مجردن یا اقوامشون میپرسم همه دارن اینطوری دیگه اقدام میکنن تو یکی دوسال اخیر!

/ 6 نظر / 2 بازدید
ساینا

واسه پیدا کردن کیس مناسب خیلی ادم راحت نیست چون معمولا دخترهای که بیرون هستن یا تیپشون انچنانیه یا اینکه ادم رفتارشون نمیدونه

سيندخت

چه اوضاعي شده ها... سخته آخه اينطوري

me

فردا نگه شما انتخاب کردین .از جهت دیگه هم اگه خودش انتخاب کنه از همه لحاظ باید امتحانش بکنه.. در کل ازدواج مثل هندونه در بسته می مونه..امیدوارم همه جوونا آخر عاقبت به خیر بشیم.. [لبخند]

خانمه

ادم باید از یه سن مناسب واسه بچه هاش به این فکر باشه و با خانواده هایی که میشناسه و اونا هم فرزند مناسب تو این سن دارن رفت و امد کنه تا بلکه از دل این معاشرتها هم شناختها بیشتر بشه هم موقعیت ازدواج فراهم بشه دیگه دلواپس عدم شناخت در سطح خانواده هم نیست من همیشه به دوستام توصیه میکنم از یه زمانی خودتون خانواده گلچین کنید معاشرت کنید تا خودتون بچه تون رو به یه مسیر مشخص هدایت کنید

جودی ابوت

فلفل جونم مرسی بابت رمز [ماچ] عجب داستانی شده این خواستگاری رفتن ها اگر برادرت خودش دختری رو در نظر داشت خیلییییی راحت تر میشد کارتون آخه اینجوری بدون شناختن هم آدم بره خواستگاری نمیتونه خیلی محکشون بزنه. همه سعی میکنن مخصوصا تو برخوردهای اول خودشون رو خوب و موجه جلوه بدن و رفتارهای واقعی شون رو رو نمیکنن خلاصه که واقعا کار سختی پیش رو فلفل جونم دعا میکنم هر چی خیره سر راهتون قرار بگیره [گل]

ریتا

خیلی خوبه! اگه یکی از این دخترای پاچه ورمالیده ی هار تورش میکرد خوب بود؟ برید خدا رو شکر کنید مثل برادر من نشد! حالا خدا رو شکر برادر منم ازدواج نکرد ولی خب اصلا هم به حرف کسی گوش نمی کرد و با اوقات تلخی پذیرفت که نمیتونه با اون ازدواج کنه! البته نپذیرفت که مامان اینا قبول نکردند خونه به اسم برادرم کنند چون گفتند میره مهرشو میذاره اجرا برات چیزی نمیمونه! اونا هم دخترشونو ندادند وگرنه که معلوم نبود آخر و عاقبتش چی میشه!