زندگی همیشه شیرینه

سلام

خب این روزها انقدر سرم تو شرکت شلوغ بود و کارم چشمی بود که ترجیح میدادم وبگردیم رو کم کنم تا چشمام داغون نشه!

جمعه به هر حال تصمیمون رو گرفتیم و فرشها رودادم شستن اصلا معلوم نبود انقدر کثیفن!

الان خونمون دوباره بوی عید میده!

دیروزم از اداره که برگشتیم سریع شام و ناهار فردا رو درست کردم و در یه حرکت که برگرفته از این حس بود که هیچی ندارم!

رفتم خرید

یه مانتو خنک از بازارچه سنتی ستارخان و یه کفش از بوفالو سفید میلاد نور و چند تا شال خریدم با رنگهای شاد و خنک بازم

نمیدونم چرا امسال همش احساس میکنم الان ازگرما میمیرم!

امروز هم میرم اپی که فردا برم عکس رنگی از ر ح م !

میگن درد داره اگه کسی تجربه ای داره بهم کمک کنه میخوام برم کاخ.

بعدم انقدر دلم عطر میخواد ( براساس پست سیندختی که دلمو آب انداخته) و یه عینک شیک از این دور طلاییها

/ 7 نظر / 4 بازدید
یلدا-اشکهاولبخندها

عزیزم یه سرچ تو نینی سایت کنی کاملا توضیح دادن...یه سری چیزا هست که بدونی بهتره...انگار باید حتما یکی همراهت باشه و اینکه قرص مسکن دوساعت قبلش بخور و اونجام بهت میدن.. اما همراه یادت نره...اگه زنا اونجا بهت گفتن وای خیلی درد داشت استرس نداشته باش چون بدن با بدن فرق میکنه...

الی ( خواهر مجی )

من همش سعی میکنم براتون پیغام بذارم ولی اصلا این پرشین بلاگ با من همکاری نمیکنه کلی حرف تو دلم موند برای یکی دوتا از پستهایی که نوشته بودید تازه بازم مطمئن نیستم این یادداشت هم به دستتون برسه

سیندخت

خریدات مبارک خانومی آفرین که مراقب چشماتی نه مثل من که کل ساعت زل زدم به کامی و توی خونه هم دست از سرش برنمیدارم!!! ایول وسوست کردما!

جودي ابوت

خريدهات مبارك باشه فلفل جوني [قلب] ايشالا اون عكس رنگيه اصلاااااا درد نداشته باشه [ماچ]

آسمونی ها

مبارک باشه

شبنم

سلام من خواننده خاموش وبلاگتون بودم ولی چون تجربه عکس رنگی داشتم خواستم بگم که اتفاقاَ اگر درد داشته باشی علامت خوبیه

یلدا

خواهش میکنم عزیزم....ایشالا خبرای خوبتو بیای برامون بگی...