وای که داره مخم میترکه این هم اتاقیم دخترشو که کلاسه دومه رو میاره اداره

اونم میره یه سه چهارتا لنگه همو میارن یه سره در حال سر صدا کردنن ببینید دیگه آدم چی میشه تو اتاق

به جای تمرکز برای کار سرو صدا ست اینجا

فقط همین بس که صدای دینگ دینگه گیمشونو باید صبح تا شب تحمل کرد

پینوشت: باید خاطر نشان کنم این همکارم خواهر گندیده ی همون معاون احمقمونه که قبلا گفته بودم ، پس متوجه شدید چرا نمیتونم بهشت تذکر بدم که ؟

/ 5 نظر / 5 بازدید
سلام

اولین باره که برات پیغام میزارم ولی نوشته ات گریه ام رو درآورد . دوست خوبم کاری به مامان اون بچه و شیطنتش ندارم . بعضی آدمها بیشعورن و بعضی بچه ها زیادی شلوغ ، کاریش نمی شه کرد . ولی من به خاطر تذکر یک همکار نتونستم بعد از ساعت مهد ( فاصله 4 تا 5 بعد از ظهر که ساعت کار خودمم هم تموم میشد ) بچه ام رو بیارم شرکت . دختر من زیاد شیطونی نمی کرد ولی خوب بچه اس دیگه ، بعضی موقعها بهونه گیری میکرد . از صبح هم مهد بود وقتی میومد پیش من خسته بود منم همه اش بهش میگفتم که ساکت باشه ، خوب اون کلافه میشد . تنها نقطه ضعف من سر کارم این بود که بچه ام یک ساعت میومد شرکت و دقیقا همون یک ساعت همه برای کارشون تمرکز میخواستن . دوست عزیزم بچه ام دیگه پیش من نیست و من زودتر از ساعت 7 شب نمی بینمش . تا روزی که زنده ام اون آقایی رو که این تذکر رو به مدیر داد نمی بخشم . تا روزی که زنده ام . آینده پر از روزهایی که نمی دونی شرایطت چی میشه . من برای اینکه علاقه به کار کردن بیرون از خونه دارم ، بهای سنگینی پرداختم . خیلی سخته خیلی سخته . دلم الان دخترم رو میخواد . همین الان

عسل

خدا بهت صبر بده بهم سر بزن و راهنماییی کن