دکترم به کجا کشید

امروز خونه بودم قرار بود ببرنمون از طرف اداره طالقان ولی من و مامانم تصمیم گرفتیم که بمونیم خونه چون هر دو بعدازظهرش وقت دکتر داشتیم

من وقت دکتر زنان و مامانم جراحی دندان البته بعدازظهر ولی خب خسته میشدیم

خلاصه که موندیم خونه

صبح بلند شدم به همسری صبحانه دادم  لباس شویی زدم لباسها رو پهن کردم آشپزخونه رو مرتب کردم ظرفشویی رو خالی کردم و بعد دوباره ظرفارو پر کردم و خونه رو دستمال کشی کردم و بعد رفتم خونه مامانم اینا حسابی با مامانم حرف زدم تا بعدازظهر که رفتیم دکتر

دکتر بهم این بار دوره دومی بود که قرص داده بود البته این بار یه مدل دیگه اش رو

فولیکولام از 8 میلی شده بود 13 میلی ولی البته من روزه دوازده رفتم  اون بار روزه چهارده بود یعنی امکان بزرگ شدنش هست البته به خودم امیدواری دادم

خب حساب کن یه بار روزه دوم رفتم سونو یه بار روزه دوازده الانم بهم سه تا آمپول گرون گفت گرفتم که باید تو این سه روز بزنم و دوباره شنبه برم سونو ببینم جواب گرفتم

دعا کنید برام

آمپولاش هم خیلی گرون بود هم خیلی درد ناک نپرسین اسم داروهام فقط چیه خب؟

گفتم خبری از خودم و حالم داشته باشید

/ 29 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نیلوفر

من همون رمز همیشگیه رو ندارم چون من دوست جدید نیستم البته ها اما جدید سیو شده ام [نیشخند]

زهرا(روزهای خوب پاییزی)

چرا دقیقا همونم..من یک روز زودتر از تو مزدوج شدم...یادم نیست جوابمو داده باشی...میفهمم حس و حاله خوبی نداری..ایشالا که خدا باهاته عزیزم و حتمی در این تاخیر یک حکمتیه فلفل..بوس..ایشالا دفعه بعد با خبرای خوب برگردی تا دلمون شادشه

مهسا

كجايي په مردم بس كه اومدم و همين يادداشت خصوصيه بود

نارنجدونه

تو آخررررررررررررررررشی فلفل جونم

هانیه

سلام فلفل بانوووومنم وبلاگ مخصوص دوستم درست کردم تازه دارم شروع میکنم به نوشتن میدونم وقت نمیکنه بهم سربزنی ولی دوست داشتم ادرسمو داشته باشی....[ماچ][گل][گل]

مصی

هی میام هی خبری نیست[ناراحت][ناراحت] منم که رمز ندارم بیام فضولی خب بیا یه چی بنویس دیگهههههههههههههه

یکتا

سلام عزیزم به من رمز میدی؟

آمارین

کامنت رمزهام نمیاد. میشه باز برام بزاری[خجالت]

مهسا

سلام بازم اومدم نبودي ميشه رمز بهم بدي كه لااقل همين آخريه رو بتونم بخونم[خمیازه]