Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
یه پست ویژه - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

 

یادته متروی میرداماد قرار داشتیم ساعت 10:30

هوا سرد بود

من قرار بود با مترو بیام پیشت

سعی کردم متفاوت باشم با وقتایی که تو اداره دیده بودیم

یه لاک مسی با یه آرایش مسی

مانتوی قهوه ای و مقنعه قهوه ای ( چون گفته بودم میرم دانشگاه ) با یه چادر عربی

یادته؟

در وقت آماده شدن داشت قلبم میزد بیرون تو راهم از استرس یخ کرده بودم

همش فکر این بودم که میخوام باتو ، با کسی که عشقم شده ، با کسی که ... نمی دونم چرا مثل دختر بچه های 14 ساله ای که از مدرسه فرار میکنن و با یه پسر ایده آلشون قرار میزارند تپشه قلب و شور و حال داشتم

تو اومدی با یه ژستی جوم وایسادی کلی به خودت رسیده بودی با یه کلاه اسپرت واقعا تریپت کلی فرق کرده بود .. وقتی پیشت نشستم حس قشنگی بود که کنارتم داشتم کیف می کردم اولین بار بود که حس قشنگ کامل شدن داشتم

رفتیم پارادایس

صدای بلند آهنگ

... تو خیال کردی بردی دلم برات تنگ میشه .. تو خیال کردی بری برییییییییی

پیچ های اتوبان و در نهایت = پارادایس

پارک کردی واقعا بهشت بود پره برف لای باغچه ها و چند دقیقه بعد تو آلاچیق بودیم ونگاههای گرم تو کناره شومینه و چای داغی که تو برام ریختی با شاخه نبات

این بود قرار اول ما
| شنبه ٤ اسفند ۱۳۸٦ | ۳:۳٩ ‎ب.ظ | فلفل بانو نظرات () |