دیشب این زبون من چرخید و گفتم کاش وایبر جدید داشتم این وایبر هرچی برام عکس میزارن عدد میندازه !

بعد شوهر گرامی که سرش درد میکنه برای این کارا ! یهویی دیدم رفته تو گوشی من !

و بعد ساعت نه و نیم فاجعه رخ داد! تمام اطلاعاتم و فرمت کرده بود و هر کاری میکرد از بک آپی که گرفته بود بر نمی گشتگریهحالم دیدنی بود یه دقیقه عصبانی بودم یه دقیقه ناراحت بودم یه دقیقه بهش مشت میزدم یه دقیقه جیغ میزدم یه دقیقه اشک میریختم کلا داغون شده بودم ! یه عالمه اطلاعات داشتم که پریده بود!!!!!! تمام خاطرات 6 ماه اخیر نهال که هنوز وارد آلبومش نکرده بودم شماره تلفنای ضروریمگریه