Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
برگی از خاطرات - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

درباره يه چيزی ننوشتم

فرداي روز عقدمون ما رفتيم سيرك

 

خيلي قشنگ بود

شايد بيشترين جيغ ها رو تو زندگيم از ته دل اونجا كشيدم

خيلي خوب بود بخصوص كه فرداي روزه عقد ما بود

 

 من و جوجوخان کنار درخت کيريسمس

من و جوجوخان بعد از سيرک

 

و از آن شب شد كه جوجوخان تقريبا هر روز تا ساعت 10-11 شب خانه ما هستند به من و او بسي خوش ميگذرد ( دقيقا مثل زماني كه بچه بوديم و همبازي هايمان را مياورديم منزل تا با هم بازي كنيم ) و مادر زن جان بهشان بسي ميرسند و هي جوجوخان را مورد عنايت و تحويل بازارو از اين جور مسائل قرار مي دهند و اما .. و اما بنده را از كارو زندگي انداخته اند و نمي گذارند درس بخوانم و به كارهاي ديگر برسم چون ايشان كه ميروند من تقريبا نيمه بيهوش هستم فقط وقت ميکنم که يه مسواک بزنمو بعد لالاوا كه چقده تنم درد ميكنه و دوست دارم بخوابم از خستگي

راستی ديروز با جوجوخان رفتيم دوتا حلقه دم دستی گرفتيم که حلقه گيگيليامون خراب نشن

چه قشنگ نوشتم

پینوشت: دوستان عزیزم من و جوجوخان از اضافه وزن رنج نمی بریم ( البته لاغر نیستیما)‌ولی در این عکسها ما شصتا لباس پوشیدیم که یخ نزنیم ( حساب کن در تپه های کنار بزرگراه رسالت-کنار برج میلاد - در روز بعد از بارندگی شدیده در شب اونم از نوع ۱۰:۳۰ ) 

 

| سه‌شنبه ٩ بهمن ۱۳۸٦ | ۸:٥۸ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |