Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
محل کارم - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

این روزها خستگی اداره خیلی زیاده بعد از یکسال اومدم دیدم یه نفری که روزهای آخر آوردنش قرار بود موقت کار منم انجام بده یه دیونه روانیه که نه تنها کارارو اشتباه انجام داده پست اداری منم گرفته و کلا با گریه و ناله و ناز و ادا خوب بلده چی کارا که بکنه

با همه بچه های قسمت دعوا کرده و شدیدا دنبال منه و جالبه روزی که اومدم گفت اااااا من فکر کردم دیگه قراره نیای اینجا ! بیشعور نه پس کارمو تقدیم تو میکنم !

حالا بچه های قسمت قراره برن ازش حراست شکایت کنن خیلی اذیت میکنه

خب شدیدا رو مخ منم هست بخصوص که کلی نقشه کشیده که جای منم بگیره! و جالبتر اینکه هی میره پشته سرم حرف میزنه!

بگذریم اصلا مهم نیست

مامانم اینا رفتن کربلا و احتمالا معلوم نیست چطوری برگردن چون اخبار اعلام کرد که برگشت هوایی ها زمینی شده ! هنوز خودشونم دقیق نمیدونن چی به چی شده ایشالله که سلامت و راحت برگردن

دخترک هر روز تغییر میکنه از وقتی رفته مهد یاد گرفته که گریه کنه! برای همه چیزی میخواد! اخلاقی که اصلا نداشت ولی خب من زیاد ناراضی نیستم حداقل اونجا میتونه حقشو بگیره ولی همچنان با غذا نخوردنش تو عصر مشکل دارم ! مربیش میگه تو مهد میخوره اله و اعلم!

برای کارم مثل همیشه دعا کنید خواننده های قدیمیم میدونن با چه زحمتی تونستم این پست رو به دست بیارم

امروز هم کادو روز معلم مربیشو دادم بنده خدا فکر کرد پول یواشکی دارم میدم اشاره کرد که مربی های دیگه نبینن گفتم وای این چه حرفیه روز معلمه دیگه گل از گلش شکفت گفتم ببخش وقت نکردم چیزی برات بخرم حالا برای مدیر داخلی و کمکشم که  هیچ کاری نمیکنه باید یه چیزی ببرم

| چهارشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩۳ | ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |