Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
هفته اول کار با دخملک - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

هفته ای که گذشت پر حسها و تجربه های عجیب بود

برای اولین بار کلی از گل دخترم دور بودم از اداره که میومدیم خونه دخترک مثل سیریش میچسبید بهم حوی دستشویی هم نمیتونستم برم و پر بود از دلتنگی

خب تاکتیکی که برای این داشتم این بود که تا میتونستم بغلش کنم بچلونمش و شبم با خودم بخوابونمش تا تا صبح بوی بدنم بهش بخوره

و اما ظهرها ساعت ناهارم دو سری ماشین سوار میشدم تا امیر اباد شمالی میرفتم کوچه روده دراز مهدم تا ته میرفتم تا دخترکمو بغل کنم بو کنم وبهش شیر بدم

بعد از ظهرم از اداره آژانس میگرفتم میرفتم دنبال دخترک و بعد خونه

تو واحدمونم همممممه عوض شدن فقط نیروی قدیمی منم و این یعنی کلی شرایط فرق میکنه

| شنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩۳ | ٦:٢٠ ‎ب.ظ | فلفل بانو نظرات () |