Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
اخرین روز مرخصی - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

امروز اخرین روز مرخصی منه

 

 

چند نفر درباره مهد قبلی پرسیده بودن که ایا فقط مشکلش این طرز جدا کردن بچه بوده یا نه ؟ 

راستیتش نه من تو اون دو روزی که تو مهد بودم خیلی چیزا دیدم

اول اینکه تو کلاسهای سن بالاتر هی سر بچه ها داد میزدن

مربیها به جای تقویت هوش بچه ها و گذاشتن اهنگای کودکانه دایم اهگای جینگیلی و رقص ادم بزرگا رو میزاشتنو یه سره روشن بود و به خیال خودشون داشتن بچه ها رو شاد بار میاوردن ولی به نظر من کاملا اثر مخرب داشت کلا ارامش بچه ها رو بهم میزد و این اهنگا یه سره بود !

روز اول که رفته بودم روز جشن به مناسبت سال نو بود جالب بود مربی اتاق دخترک دو تا از بچه ها که خواب بودن رو تو کلاس گذاشت اومد کلاسی که مراسم بود انقدر هم صدا اهنگ بلند بود که اگر اون دوتا طفل معصوم خودشونو میکشتن از گریه هم نمیشنید خب این بعدا برای دخترک شیطونک منم امکان داشت پیش بیاد و از اونجایی که کل پله ها گارد داشت ولی همیشه باز بود میتونست در اتاق راحت باز کنه و ....

بعد صد تا مدیر داشت! اصلا یه وضعی ها مثلا روز جشن مدیر اصلی مهد کنار در ورودی اتاق جشن ایستاده بود بهش گفتم منو دخترکم میتونیم بیایم داخل گفت بله بفرمایید و بهم صندلی داد

بعد اون مدیر داخلی بیشعور از دوربین منو دید فوری تو اون اتاقی که بودیم ایفن زد مامان فلفلک کجاست؟

و این برای من جالب بود این بارها تکرار شد به مدلهای مختلف با مدیر بخش شیرخواران ووو

بعد دیروز که رفتم وسایل دخترک رو تحویل گرفتم شیشه شیرش واقعا کثیف بود یعنی اصلا خوب نشسته بودن

خب اینا با توجه به نساختن دخترک با اونجا برام کافی بود 

اصلا اگر بهترین مهد بود که ظاهرا هم همین بود دیگه صلاح نبود ببرمش چون هیچی از روانشناسی کوک و ارامش برای بچه ها توشون ندیدم

 

| چهارشنبه ٢۸ اسفند ۱۳٩٢ | ۳:۳٠ ‎ب.ظ | فلفل بانو نظرات () |