زنگ میزنم مهد این خانوم که جواب تلفن رو میده برعکس خانومی که باهاش حرف زدم دیگه با جانم و عزیزم حرف نمیزنه و خیلی بد اخلاقه! ظاهرا عوض شده ! میگه امکان نداره شما بتونین با بچه تون چند روز اینجا باشین تا عادت کنه بزارین و برین!!!!!!!! میگم خانم بچه من دیگه چهره ها رو میشناسه امکان نداره وحشت میکنه و این باعث میشه دیگه تو مهد نمونه اینو هم مشاورش گفت هم چندتا مهد دیگه!

حالا میخوام برم با مدیر مهدش صحبت کنم ببینم چی میگه حتی شده یه روز با خودم برم اونجا!

خدا همه مادران شاغل رو کمک کنه

 

پینوشت یک : یه عالمه نوشتم همش پرید! خیلی نوشتم یه عالمه احساس بود!

پینوشت دو : دوست گلم خانم میم که برام خصوصی نوشتی تو دقیقا شرایط من رو داشتی همه شرایطت مثل خودمه نامیدی اصلا خوب نیست همه میگن ناامید شیطانه ولی به نظرم ن اونم نا امید نیست چون از خدا مهلت گرفته ! خب قضیه سقط که گفتی که الان کاملا متداول شده و همچنین پلی کیستیکیت ! به نظر من ورزش از همه بیشتر به این قضیه جواب میده و امیدواری و شادی ! و اینکه پیگیری کنی و دارو بگیری خدا برای هر دردی درمونی تو این دنیا گذاشته چشم من اگر لایق باشم دعات میکنم ولی بدون از تو حرکت از خدا برکت ! تو برو دنبالش الباقی توکل به خدا!