Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
یاد ایام + اولین بار مهد - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

جون من ببینید من چقدر احمق بودم نه تورو خدا ببینید برای آدمایی که دوزار موقع زایمان و عملم به دردم نخوردن چقدر دل سوز بودم اه اه حالم از خودم بهم میخوره داشتم از وبم بک آپ میگرفتم یهویی این پست رو دیدم !  شب تنهایی

 

بگذریم امروز رفتیم یه مهدی که چندتا از همکارا تعریف میکردن نزدیک اداره دیدم ااااااااااصلا خوشم نیومد البته چون جامون رزرو باشه فرم پر کردم ولی اصلا خوشم نیومد همه با کفش تا جلوی در اتاقها میرفتن اتاق تعویضشون همه حوله ها و تنظیفهای تعویض رو هم بود خب زیاد خوشم نیومد حالا خوبش اینه!! دوتا مهد دیگه هم در نظر دارم برم اونارم ببینم اینا رم همکارام و مشاور فلفلک یکیشو معرفی کرده ایشالله تا ببینم چی میشه

فلفلک رو دادم بغل مربی یکمی متعجب بود ولی وقتی بچه های دیگه چهاردست و پا اومدن سمتش تا بهش دست بزنن یکشون پسر بود فوری فلفلک ماشینشو از دستش کشید از اونیکی هم پستونکش و گرفت خخخخخخخخ خوشم میداد دخترم مثل مامانش نیست

| سه‌شنبه ۱ بهمن ۱۳٩٢ | ٤:٢٥ ‎ب.ظ | فلفل بانو نظرات () |