تو تهران که زندگی کنی از زمستون متنفر میشی

زمستونی که جای برف آلودگی وحشت ناک داره طوری که سینت سنگینی میکنه

و همش نگران پدر قلب عمل کردتی خب راست میگه نمیتونه هر دقیقه مرخصی هم بگیره که

بایدبره مرکز شهر اداره

و تو هی به چهره زرد شده اش نگاه کنی و بدونی بابات آدمی نیست که خودشو بندازه وا نارضایتی کنه و تو تو دلت هی بشکنی وبشکنی و بشکنی  و فکر کنی چطور میشه خلاص شد ولی راهی پیدا نکنی اوفففف

خدایا همه عزیزای همه رو خودت حفظ کن ژه تو تهران چه تو جنوب که وضع بدتره