Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
روزهای من و فلفلک - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

دیروز دخترک برای اولین بار ظهر تنها تو اتاقش یه ساعت و نیم خوابید

این روزها درگیر رفلکس معده اش بودیم

قبل این فلفلک رو میبردم پیش دوتا دکتر گردن کلفت منطقه مون یکی اسفندیار یکی برخورداری ولی فقط برخورداری گفتمعده اش ضعیفه توشیب بخوابون بعد سه ماه حل نشد بیارش بررسی کنیم و جالبتر اینکه اسفندیار میگفت زیاد میخوره بالا میاره!

ولی دیدین میگن مادر اگر بچه مشکلی داشته باشه حس میکنه میدونستم این بالا آوردنا برای پرخوری نیست اتفاقا مثلا رو قوطی شیرخشک نوشته الان فلفلک باید 6 وعده هروعده 180 تا بخوره ولی فلفلک شیر خودم که میدوشیدم ( الان دیگه خداروشکر ماه رمضان س ی ن ه میگیره ) یا شیرخشک رو 90 تا میخوره بیشتر دیگه نمیخوره تف میکنه شیشه رو بیرون و نه وعده در روز شده یعنی کل 24 ساعت و این یعنی کم هم میخوره خلاصه که انقدر به در و دیوار زدم که یه دکتر پیدا کردم به اسم مقدادی یکی از همکارهای مامانم گفته بود بچه اش این مشکل رو داشته و برده و اون تشخیص رفلکس داده و با شربت بهش کمک کرده

دکتر شبها تو بیمارستان ابن سینا هستش رفتیم دیدم بااینکه شب ساعت 10 مطبش غلغله اس! خلاصه رفتیم تو مطب دکتر یه لهجه خاصی داشت فلفلک و گذاشتیم رو تخت گفت خب مامانش چی شده ( این اولین برخورد خوب و ایده آل از نظر من توسط یه دکتر بود که قبلی ها نداشتن با این حرفش کاملا بهم آرامش داد نمیدونم چه طوری بگم خیلی حس خوبی بود یه تزریق انرژی بهم که تو مامانشی و تو میتونی قشنگ متوجه شی بچه ات چشه نه اینکه تو بگی هی من بگم نه و اینا نمیدونم چطوری بگم و بیان کنم این احساسو حتما اونایی که بچه دارن و بردن پیش دکتر متوجه شدن که چی میگم ) گفتم بالا میاره دکتر دلپیچه هم داشت که الان کمتر شده بلند شد رفت بالا سر دخترک یه نگاه بهش انداخت گفت خب تو چطوری ( و این دومین ایده آل من از دکتر کودکان بود که با کودکم ارتباط برقرار کنه دکتر قبلی ها و حتی دکتر بهداشت و دوتا دکتر دیگه که تودرمانگاه برده بودم اصصصصصصصصلا اینطوری نبودن )

گفتم آقای دکتر این روزها البته استفراغاشم خیلی زیاد شده

بعد دکتر مثل پیشگوها شروع کرد به گفتن ههههههمه چیزی که من از دخترم دیدم جای گرم نمیخوابه جیغ میزنه خیلی خودشو تکون میده و حرکتش زیاده تند تند میخوره کم میخوابه تک سرفه میکنه عطسه میکنه بینیش همیشه مثل سرما خورده ها گرفته ( اینا یعنی دقیقا چیزهایی از روز اول همراهش بود ) گفت اینا رفلکس معده رو همراه کولیک دارن اگر قبل سه ماه رسیدگی نشه و درمان نشه بعدا خدایی نکرده دچار آسم میشن یعنی منو همسری مثل کپ کرده ها داشتیم نگاهش میکردیم یعنی انقدر گفت گفت درباره علائم دخترم که من مونده بودم بعد براش سونو گرافی نوشت که جمعه انجام دادیم سونوگرافی هم تایید کرد ولی گفت رفلکسش فعلا کمه اگر متوجه نمیشدین امکان داره بیشتر میشد ( اونایی که منتظر نی نی ان بدونن نی نی ها امکان داره دلپیچه داشته باشن و رفلکس داشته باشن طبیعی نترسین 80 درصدشون دارن برای من هیچکس اینو نگفته بود حتی نزدیکام و من نمیدونستم به خاطر همین گیج شده بودم بچه تا 50 روز اول شبی سه بار هر دو ساعت بلند میشه و شیر میخواد تا بخوره و بخوابه یه ساعت طول میکشه شما فقط یه ساعت بینش میتونین بخوابین خیلی سخت و خسته کنندست ولی اگر کسی رو داشته باشین تا کمکتون کنه تو این دوران خیلی خوبه ولی فقط 50 روز اول اینم من نمیدونستم یعنی من با وجود تحقیقات زیادم هیچی نمیدونستم در این رابطه یعنی هیچکس نمیگفت )

خلاصه که دوتا شربت داد حالا که تا حدی تاثیر کرده البته گفت بعد 4 روز معلوم میشه تاثیرش

تو سونوگرافی هم متوجه شدم اگر بعد سه ماه متوجه میشدیم دیگه هیچوقت این مشکل حل نمیشد و همیشه با هاش میموند دکتر گفت باید از 4 ماهگی غذا خوردنم شروع کنیم برای این بچه ها خلاصه که براش دعا کنید که کلا این مشکل حل شه

حالا خواهش میکنم از غذا درست کردناتون برای نی نی مقدارش و اینا برام بگین که تجربه داشته باشم از یه ماه دیگه باید بخوره تقریبا

از امروزم لباساش و یه سایز بزرگ کردیم در اصل لباسهایی که از نوزادی تنش میشد دیگه کم کم کش شلواراش فشارش میداد و دخترک رفت سایز بالاتر ماشالله

دیروزم دوتا دکتر باید میرفتم که دخترکو گذاشتم پیش مامان وبابام و رفتم وای خوش بحال اونایی که یکی رو دارن خیال راحت بچه شونو بزارن پیشش من باید زمانی به کارم برسم که بابام حتما رسیده باشه از سرکار  

| یکشنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩٢ | ۱:٢۸ ‎ب.ظ | فلفل بانو نظرات () |