Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
بازم حال و احوال قبل عید - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

ووووووووووای چقده خوابم میاد خدایی

شبا اصلا راحت نمیخوابم صبح هم که ساعت 5:30 باید بلند شم بیام این اداره کوفتی!

یعنی حیف این هوا این روزها نیست آدم تو این شرکت تلف کنه! باور کنید انقدر اداره بودم یادم رفته اگر خونه باشم باید چطوری آرامش داشته باشم و از لحظه هام لذت ببرم! باور کنید

البته خدا رو شکر که تو یه کاری دارم یعنی روزی هزار بار به خاطر درامدم خدا رو شکر میکنم

ولی خب مگه چیه دلم خواب میخواد

البته هیچ کس درکم نمیکنه البته شایدم میکنن به روی تبارک نمیارن که به درک البته میدونید که کیا رو میگم خب معلومه دیگه قوم الظالمین رو دیگه

حساب کتاب کردم تا عید که دیگه چیزی نمونده و فرودینم 16 روز باید بیام سرکار

بعدشم یه ماه احتمالا استحقاقی میگیرم

بچه ها میدونید استحقاقی رو چطوری میشه استفاده کرد؟

یعنی منی که هفته ای 5 روز میام سر کار اگر سه هفته مرخصی بگیرم میشه 15 روز؟ یا نه جمعه و پنجشنبه هم حسابه؟

آهان راستی یه مقدار از تغییراتی که گفتم داره انجام میشه خیلی چیزا رو دارم میندازم بیرون!

عروسکها رو از اتاق خوابمون جمع کردم دیگه خلوت شد

آهان یخچالمونم تمیز شد جمعه توسط من و همسری ووووووووووووای انقدر تمیز شد حد نداره بوی عید میده درشو باز میکنی! خب یه 5 ماهی بود که من اصلا درشو باز نمیکردم چه برسه بخوام از مرتبطش کنم همسری هم که یا مریض داری میکرد یا واقعا درگیر بود وقت مرتبط کردن نداشت خلاصه که وقتی طبقه ها رو در آوردیم برای شستن تازه فهمیدیم بیچاره چقدر کثیفه! خب من به طور معمول با دستمال نانویی تند تند تمیزش میکردم یا مثلا من تو طبقاتش چون خب پیرکسین دیگه از این تو یخچالی متریها هست ! که سوراخ سوراخن ! ( الان حتما متوجه شدین من چی میگم جان عمه ام!!!!!!!) میندازم که قابلمه اینا کشیده نشه به سطحش خط بیفته و خیلی هم خوبه ، بگذریم اونارم هر وقت کثیف میشدن میشستم دوباره پهن میکردم ولی این بار احساس کردم انقدر کثیف شدن که باید عوض شن! و چقدر هم خوب شد یخچالم نو شد اصلا! حالا خوبه شهریور خونه تکونی سطحی کرده بودم و اینا همه تمیز شده بود واقعا اینایی که چندین سال زیرو میرا و اینا رو تمیز نمیکنن خونه هاشون چطوریه و چه حسی دارنمتفکر همیشه این برام بسی سئواله

خلاصه که ما الان کللللللللللل خونمون کثیف و بهم ریخته و ایناست جز یخچالمون ! و همه امیدمان به کارگری هستش که قراره بیاد البت که تا اون روز کلی شستنی از قبیل پرده و پادری و رومیزی و رختخواب و روتختی برای شستن دارم و اینا کار کسی نیست جز خودم و ماشین لباسشویی عزیزم !

وکلی مرتب کاری دارم که باید شب های قبل از عید انجام بدم مثل خیلی از لباس مباسها که وسطن و باید جمع شن ! و همینطور چیدن وسایل فلفلک !

ولی همش خونه بهم ریخته ی شب عیدی رو که الان همه چیز در حد وسط و ایناست رو به امید بوی عید خونمون تحمل میکنم و تصور میکنم چقدر خونمون میخواد گوگولی شه به به ایشالله با این حال که امسال جایی نمیرم جز خونه مامانها و کسی هم خونمون نمیاد جز مامانا بازم خونه تکونی یه چیز دیگه است و لازم

خب دعوام نکنید چرا انقدر از خونه تکونی مینویسم خب میدونید این وبلاگها تراوشات ذهنمونه و چیزی از ذهن تراوش میکنه که ذهنو درگیر خودش کرده خب درگیری ذهنی منم الان پس همینه دیگه!

| یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۳٩۱ | ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |