Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
همسایه - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

آپارتمان کناریمون یه خانواده زندگی میکنن که یه دختر 5 ساله و یه پسر4 ساله دارن

و همش منو یادبچه گیهام میندازن

یاد خودم وداداشم و مامانم

البته اینا مامانشون خانه داره و صبحها بوی غذاش همه جا رو بر میداره

از اول سال تحصیلی دختر رو نوشتن مهد و پسر خونه است

وای انقدر گریه میکرد بعد ازظهرها انقدر حسودی میکرد الهیی

انقدر نازن که حد نداره

شبیه بچه های زمان ما میمونن انقدر خوبن نه شبیه بچه های الان که انگاری میخوان آدمو بخورن با زبونشون و مادرشونم از بیتربیتی بچه شون خوشش میاد

قشنگ بچه ان

جمعه برای پسره تولد گرفتن دیگه حالا حسودی نمیکنه و گریه هم نمیکنه

باورتون نمیشه در عرض 20 روز بچه از غصه نصف شده بود !

ظهرها که میشه مامان دست پسررو میگیره و دوتایی میرن دختررو میارن خونه و ناهار میخورن

این چند روز که شرکت بنایی بود و خونه بودم خیلی بیشتر دیدمشون

انقدر دوست دارم لای درو باز کنم پسررو بکشم تو بچلونمش وای انقدر خواستنیه

بگین ماشالله خدا حفظشون کنه

| سه‌شنبه ٢٥ مهر ۱۳٩۱ | ٧:٠۳ ‎ب.ظ | فلفل بانو نظرات () |