متاهلي چطوريه ؟

اصلا شاد نيستم

انقده گير افتادم كه نمي دونم چي كار كنم

از اينور مامانينا يه چيز ميگن از اونور شوهر جان

هر دو طبق باورهاشون منطقيم ميگن و هر دو طرف هم يه طوري ميگن كه آدم قانع مي شه ولي هر دوطرفم روشون نمي شه به هم بگن و منو گذاشتن لاي منگنه

هر دو طرف كارايي كه طرف مقابل با كلي عشق و احترام انجام ميدن براي همو نمي بينن

خسته شدم احساس خوشبختي نمي زارن بكنم

ازشون بدم مياد حتي جوجوخان كه همه چيزو سخت ميگيرو بزرگ ميكنه