Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
این زوزها پرم از افکار پریشون - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

خب این روزها اصلا دستم به نوشتن نمیره شاید افسردگی وبلاگی گرفتم!

چمیدونم؟!

در راستای پر کردن فریزر بامیه هم گرفتم و در فریزر گذاشتم یه بسته هم دیشب درست کردم البته مامانم برام ماهیچه پخته بود و فرستاده بود منم دیدم از اون ماهیچه ها خیلی مونده گفتم یکم بامیه و پیاز داغ بزنم تنگش بشه خورشت بامیه دیشب در کنار خورشت کرفس مامانم خوردیم

این روزها افکار مالیخولیایی خیلی میاد سراغم!

تازه ام همش فکر میکنم خونه بهم ریخت است و هیچ جور هم جمع نمیشه نمیدونم چرا هرچی جمع میکنم باز یه گوشه ای هست که بهم ریخته باشه!!

از این ور دستمال میکنی از اونور یه وجب خاک روی همه سطوح بهت دهن کجی میکنه!

دیگه واقعا جونشم ندارم هر روز تمیز کنم خب شب تمیز میکنم صبح که از خواب پامیشم باز همه جا مثل اولش پرخاکه!

چی بگم شایدم همسری قبلنا خیلی بیشتر کمکم میکرد تازگیا اصلا روحیه خوبی نداره و همش تو خودش

هی باید بهش بگم چی کار کن به خاطر همین دیگه خب حوصله منم سر میره دیگه احساس میکنم دارم بهش دستور میدم !‌ولی واقعیت اینه من نگفته باید خودش بدونه و انجام بده و همه چیو کج و کوله ول نکنه

مثلا یه دستمال از جادستمالی که میکشه جادستمالی کج میشه اینم بیخیال میره!!!

چی بگم اصلا از اینی که هم بهش بگم راضی نیستم خودش باید متوجه شه

باید یادش میدادن که متاسفانه ندادن

البته بیچاره خیلی تلاش میکنه کمک کنه خیلییییییییی ولی خب میگم تازگیا اصلا حواسش به کاراش نیست

با این وجود از ته جونم دوستش دارم

| چهارشنبه ۱۸ امرداد ۱۳٩۱ | ٢:۱٧ ‎ب.ظ | فلفل بانو نظرات () |