Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
دکترم به کجا کشید - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

امروز خونه بودم قرار بود ببرنمون از طرف اداره طالقان ولی من و مامانم تصمیم گرفتیم که بمونیم خونه چون هر دو بعدازظهرش وقت دکتر داشتیم

من وقت دکتر زنان و مامانم جراحی دندان البته بعدازظهر ولی خب خسته میشدیم

خلاصه که موندیم خونه

صبح بلند شدم به همسری صبحانه دادم  لباس شویی زدم لباسها رو پهن کردم آشپزخونه رو مرتب کردم ظرفشویی رو خالی کردم و بعد دوباره ظرفارو پر کردم و خونه رو دستمال کشی کردم و بعد رفتم خونه مامانم اینا حسابی با مامانم حرف زدم تا بعدازظهر که رفتیم دکتر

دکتر بهم این بار دوره دومی بود که قرص داده بود البته این بار یه مدل دیگه اش رو

فولیکولام از 8 میلی شده بود 13 میلی ولی البته من روزه دوازده رفتم  اون بار روزه چهارده بود یعنی امکان بزرگ شدنش هست البته به خودم امیدواری دادم

خب حساب کن یه بار روزه دوم رفتم سونو یه بار روزه دوازده الانم بهم سه تا آمپول گرون گفت گرفتم که باید تو این سه روز بزنم و دوباره شنبه برم سونو ببینم جواب گرفتم

دعا کنید برام

آمپولاش هم خیلی گرون بود هم خیلی درد ناک نپرسین اسم داروهام فقط چیه خب؟

گفتم خبری از خودم و حالم داشته باشید

| چهارشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۱ | ٧:٠٩ ‎ب.ظ | فلفل بانو نظرات () |