Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
آرایشگاه - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

از وقتی که ابرو کار آرایشگاهی که میرفتم از اونجا قهر کرده بود و رفته بود و منم هیچ نشونی ازش نداشتم همش ویلون سیلون این بودم که یه آرایشگاه پیدا کنم

بعد از اینکه پست مستانه رو درباره آرایشگاه ارزون نزدیک کوچشون خوندم انقدر دلم یه همچین آرایشگاه خوبی که ارزون باشه و نزدیک باشه خواست آخه این چند وقت همش مجبور بودم یه عالمه راه برم یا همسری ببرتم تا آرایشگاه های مورد نظر

سری آخری که رفتم آرایشگاه خانمه 12 تومن ابرو ازم گرفت! و 12 تومن هم مرتب کردن (‌نه کوتاهی ) مو ازم گرفت

خب اگه آرایشگاه با کلاس و حرفه ای یا نامداری بود دلم نمیسوخت یه آرایشگاه دربه داغون و یه آدم کاملا معمولی در حد تازه از ناشی گری در اومده بود!

خلاصه که انقدری دلم سوخت که گفتم دیگه پامو اینجا نمیزارم فکر کرده چه آرایشگاهیه

تازه یه چیزه دیگه هم کفرمو در آورد

این که وقتی من منتظر زیر دستش بودم تا کارمو انجام بده داشت با تلفن با دوست پسرش حرف میزد و اصلا هم براش مهم نبود من معطل میشم یا رعایت کنه خیلی حرفها رو نزنه لازم به ذکر است که این خانم هم همسر داره هم یه پسر !

زندگی شخصیش به خودش مربوطه ولی اینی که چطوری با اون آقا حرف میزد و چون رو اون صندلی کنار دستی من بود من کامل حرفهای اون طرف رو هم میشنیدم و جالبتر این که یه آپارتمان توکرج خریده بود با اطلاع همی دوست پسره و شوهرشم نمیدونست و روزه قبلش کرایه داده بودنش و هی میگفت برم خونه برگه هاش رو یه طوری قایم کنم شوهره نفهمه !

ببین چقدر حرف زد و من معطل شدم که اینا رو همه رو فهمیدم!

بازم میگم زندگی شخصیش به خودش مربوطه فقط خواست یه کمی بی کلاسی محیطش رو درک کنید و این که من چه حالی بودم که در کلاس خودم نمیدیدم اونجا باشم یک و دوم اینکه گرون میگرفت برای این کار مزخرفش

خلاصه گفتم پامو اونجا نمیزارم تا یه آگهی دیدم تو این کتابچه های تبلیغاتی که قیمتاش خوب بود گفتم میرم امتحان میکنم دیگه از اونجا که بی کلاس تر نیست

راستی چقدر این کتابچه های تبلیغاتی بدرد بخوره واقعا من کلی تا الان ازشون استفاده کردم

خب معلومه که اونی که با 200 هزار تومن این تبلیغ رو داده چاپ کردن چند برابرشون تونسته در بیاره

همیشه یه دوستی داشتیم میگفت تبلیغ هزینه نیست سرمایه گذاریه راستم میگفت

بگذریم با همسری رفتیم گشتیم ولی آدرس رو پیدا نکردم

داشتیم می اومدیم خونه که ... دی دی ... یه تابلوی خیلی معمولی و قدیم دیدم به دیوار یه آپارتمان نصبه !دقیقا دوتا کوچه پایینتر که چون سره کوچه بود یعنی پنج تا خونه پایینتر!

به همسری گفتم برم زنگ بزنم ببینم اصلا این آرایشگاه هست نیست ! تصورم این بود که نهایت طرف یه اتاق از خونشو کرده آرایشگاه!یا اینکه قبلا بوده جمع شده!

زنگ زدم باز کردن

طبقه اول بود رفتم تو باورم نمیشد که اینجا یه همچین آرایشگاه شیکی باشه توش

یه آپارتمان کامل به علاوه پاسیوش رو هم مسقف کرده بود دیوارها همه پتینه کاری کلی عکس عروس شیک به دیوار بود و البته کارش هم خوب بود و همینطور قیمتش و من فاتحانه اومدم خونه به یاد مستانه عزیز که کمکم کرد این آرایشگاه که همیشه جلوی چشمم بود جذب کردمماچ

راستی در راستای فنگ شویی که انجام دادم

یه گلدون کوچولو طبیعی تو خونه داشتم که رشد نمیکرد! یدونه هم رو میز کارم داشتم که با هم تو یه زمان از طرف اداره به عنوان عید نوروز بهمون عیدی داده بودن همه بردن خونه ولی من یکیشو گذاشتم رومیز کارم

خلاصه که تو شرکت با همان میزان نور و آب خوب رشد کرده بود ولی تو خونه ای همش برگهای ریز در میاورد بدون هیچ تغییری !

اما در عرض همین چند روز کلی برگهای ریزش بزرگ شدن!!!!!!!!!!!!!!!

باورتون میشه چقدر تاثیر داشته؟!

خرافاتی نیستم و بحث انرژی در جریان جهان رو در حد مرگ قبول دارم و معتقدم که تمام اصول دینی و قرآن و احادیث و غیره به زبانی که عربهای نفهم بتونن بفهمن میخواسته این اصل انرژی رو بهشون بفهمونه

به خاطر همینه خدا تو قرآن گفته که کامل ترین دین هستش به خاطر اینکه این بحث رو براشون باز کرده البته نمیتونسته بهشون اون موقع بگه چرا این کارو بکن به خاطر همین بهشون میگفته ثواب داره!‌ و برای خودتونه انجام بدین ولی حالا ما متوجه شدیم خیلی از کارها انرژی ها رو جهت میدن

خلاصه که فکر کنم فنگ شویی خونه جواب داده تا الان و انرژی های مثبت دارن میان خونمون

خداوندا شکرگزارم

| دوشنبه ۱٩ تیر ۱۳٩۱ | ٩:۱٦ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |