Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
در ادامه افسردگی وبلاگستان وب حذف میکنیم! - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

خب الان دارم از پشت سیستم همکارم مینویسم چون اینترنت خودم تموم شده اینم رفته دانشگاه منم گفتم از اینترنت امروزش استفاده کنم

امروز بعد از مدتها وبلاگهایی که حتی به آدرسشونم دلم خوش بود رو مجبور شدم بسپارم به زباله دان تاریخ!

خیلی وقت بود میخواست به لینک دونی دوستانم یه سرو سامونی بدم خب در عرض این 6 سال خیلی ها رو از دلم نمیومد حذف کنم درسته سالها بود نمینوشتن یا حتی وبلاگشونو حذف کرده بودن یا منتقل شده بودن ولی خب من به رسم خاطراتی که حتی با اسم و آدرسشون داشتم حذف نکرده بودم ولی دیگه واقعا اینجا احتیاج به یه تحول داشت

این روزها یه سره در حال پاک سازی هستم اطرافم . میزه کارم ووو خیلی خوب بود باورم نمیشد انقدر وبلاگ رو باید حذف میکردم که یا بسته بودنش یا منتقل شده بودن 18 وبلاگ حذف شدن ! به همین دلایل  برای بعضی هاشون دستم تا چند لحظه روی موس خشک میشد به خاطر همینم شارژ اینترنتم تموم شد چون بعضی هاشونو تو خاطرات گذشته یه چرخی زدم بعد حذف کردم بگذریم افسوس

اینا حذف شدن زیگزاگ ( که یهویی رفت ) وبلاگهای قبلی مستانه جون - الهام ( آشپزی)‌- خانومه و آقاهه هردو وبلاگشون - هانیل - ملودی - تنها و پردیس - سمیر (‌از قبلها مونده بود به رسم خاطره ) سمیرا - فاطمه زهرا کوچولو - گلابتون - مریم خانومی - مری و شوهری - مکتب الشهدا - من و همسری ( وبلاگ لیلا جون اولین وبلاگی بود که درباره زندگی مشترک خوندم )‌ وبلاگ قرآن و عترت ( دیگه آپ نمیشد ) یاس سفید ( اینم برای مونی بود ! )

اینا حذف شد البته میگم چندتاشون دو آدرسه بودن

البته یه سری ها هم که موندن سالی یه بار آپ میشن ولی خب همون سالی یه بارشم دل خوشکنکمه

مثل : مهدیس - سایه - آیلین - خورشید - پریسا ادیسه - خانمی - me- عروس بیچاره - مهربانو و شازده - مونی - فیروزه -

دیگه چیزی نمود 11 تا هم که آشپزی و بانک و ... است !

ولی احساس سبکی میکنم هر وقت اسماشونو میدیدم البته هیچوقت از ذهنم پاک نمیشن یاده یهویی رفتنشون می افتادم یاده اینکه یعنی منو چطوری شناختن که بهم آدرس ندادن!‌حتی رمزمم داشتن عکسمم دیدن خصوصی ترین چیزها رو خوندن !‌من بهشون اعتماد داشتم ولی اونا... خب اینا خیلی دلمو میشکونه ولی من سپردمشون به زباله دون تاریخ تموم شد میخوام هر چی تو گذشته بوده حلش کنم تا از وجودم خارج شه همین

چون درد معده ام و سنگ صفرا و سنگ کلیه همش در کتاب شفای زندگی نوشته برای مشکلات حل نشده گذشته است باید گذشته رو رها کنی و بدونی که مشکلات گذشته رو حل میکنی وووو منم شروع کردم از همه جا

این حرکت امروزم بود به امید روزهای سلامتی و خوشی

| شنبه ۳ تیر ۱۳٩۱ | ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ | فلفل بانو نظرات () |