Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
ایشالله حل میشه دعاکنید - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

اول از همه بگم تمام این پست کاملا زنانه میباشد به جز قسمتی که فونتش سبزه از آقایون خواهش میکنم فقط اون یه تیکه رو بخونن

دوستای گلم ممنون از همدردیتون

یکشنبه دوباره رفتم دکتر آخه قرار بود خونریزیم سه روزه بند بیاد ولی برای من بند نیومده بود زنگ زدم خانم دکتره خودم  گفت برو رادیولوژی معاینه ات کنن اگر حل نشد میبینمت چیزه مهمی نیست

رفتم رادیولوژی سریع بردنم برای معاینه گفتن چیزی نیست مفنامیک اسیدت رو بخور خوب میشی ! ولی هنوز نشدم!

شنبه میرم جواب عکسم رو میگیرم و میرم دکترم ببینتم

دوشنبه هم همراه همسری رفتیم شمال دریاکنار! سه شنبه شبم مامان اینا بهمون پیوستن همه چیز خیلی خوب بود جز اعصابمون

آره اعصابمون چون همسری به هر حال از دوست گرامیش لطمه خورد!

همون دوستش که گفتم خواهرش سرطان داره و همسری ناراحتشه

همون دوست نامردش

الان میگم قضیه از چه قراره

برادر همسری همراه همسری میخواستن یه شرکت بزنن و چون برادر همسری میخواست کارای مجوز رو بکنه باید به نام یه نفر سوم میگرفتن که هم فامیلی نباشه تا بتونه براش نامه بزنه

اون موقع گفتم بابا چرا غریبه به اسم من بگیرین خب ولی خب کو گوش شنوا

گفتن این امین این همیشه همراه بود و این و این و این

اعتماد بیش از حد

تا اینکه دیگه قرار بود همین روزا مجوز رو بدن و همسری اینا میخواستن یه دفتر کرایه کنن البته این آقا هم که بیکار بود قرار بود اونم خب این وسط بی نصیب نبود و در شرکت بی دردسر شریک میشد

برادر همسری 50 میلیون پول داد که دفتر بگیرن بازم اعتماد و این پولو به حساب این آقا ریخت ! هرچی من گفتم نکنید بازم کم مونده بود بگن به تو چه!

هی دفتر دیدن خوب بود این پسره گفت نه خوب نیست ویه ایراد گذاشت که من خیلی مشکوک شده بودم

بعد گفت پول پیش کمتر بدیم !!

منم گفتم بابا چرا آخه ولی خب حرف اون برش بیشتری داشت ! من گفتم وقتی پول دارین چرا تا زمانی که کار بگیره از جیب کرایه بدین ملت بخورن آخه اونم ماهی دو میلیون!

تا اینکه دیگه همسری هم مشکوک شد که به یه راهی به این آقا گفتن پولمونو برگردون به حسابمون که آقا فرمودن این پولو گذاشتم وام بردارم!!!

بعد گفت نمیدم حقمه

همسری گفت یعنی دوستمون انقدر می ارزه میلیاردها می ارزه که اونم گفت خب اگه انقدر می ارزه پس این پولو بدین من خب

خلاصه بازم همسری و برادرش به حرف من گوش نمیدن و دارن حرص میخورن

و این آقا امروز و فردا هم مجوز رو میگیره

من گفتم همسری اینا به عنوان این که یه نامه از برادر همسری برای گرفتن مجوز گرفته ، شکایت کنن و بگن جعلیه . این طوری اون پسره مجبوره اینا رو راضی کنه و اینا پولشونو پس میگیرن و دیگه مجوزم عمرا بهش نمیدن ولی نمیدونم چرا این کارو نمیکنن !

خب شما چه راه حلی دارید بهم بگید بخصوص تو سیندختی که حقوق خوندی

پینوشت : یلدا گلم ممنون .تو نسبت به من خیلی لطف داری ، همینی که بهم گفتی مسکن بخورم خودش کلی کمک بود.. با همسری رفتم خب خواهر که ندارم ، مامانمم که قبلا گفته بودم چشماش خیلی ضعیفه و نمیتونه زیاد کمکم کنه بازم ممنون

پینوشت دو: سیندختی گلم دکتر هنوز هیچی برام تشخیص نداده - برای سئوال دومتم باید بگم که تقریبا یه ساله- که البته چون برنامه پری هام بهم خورد نمیشه گفت یه سال کامل ، دکتر بهم گفت فولیکو لهات سیزده میلی در حالی که باید بیست میلی باشه

و این عکس هم گفت بندازم که ببینه چسبندگی دارم یا نه ؟ که البته گاهی میگن خوده این عکس درمانه ! چه میدونم

البته انقدر تو این مدت مشکلات عصبی داشتم که فکر میکنم بیشتر به خاطر همینه

| پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳٩۱ | ۸:٤٧ ‎ب.ظ | فلفل بانو نظرات () |