Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
آنتالیا و عکسهای سری دوم - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

اول از همه به یه سئوالی که خیلی به صورت خصوصی و غیره خصوصی پرسیده بودن حواب بدم البته تو کامنتها جواب داده بودم ولی  دیدم بازم تکرار شده خب پس گفتم اینجا جواب بدم

همه درباره حجابم پرسیده بودید که اونجا چی کار کردم و چطوری بودم

تو عید که استخر آبیش فقط سرپوشیدش بود که یه ساعتیهایی فقط خانمها بودن هنوز بیرونش راه اندازی نشده بود چون سرد بود فقط روسها بودن که تو آب دریا شنا میکردن ولی برای ما سرد بود البته سره ظهر آفتابش می سوزند ولی حدی نبود که بری تو آب

عین هوای اردیبهشت شمال خودمون بود . یعنی شبا باید یکمی سرد میشد و باید ژاکت تنمون میکردیم
رافتینگ هم که نرفتیم چون اونایی که رفته بودن میگفتن خیلی ایرانیا شلوغش کرده بودن

یعنی مثل خوده ایران که عیدها همه جا شلوغه و همه جور آدمی هست انتالیا هم در بیرون از هتل ( یعنی همین تورها و تو کنسرتها و هواپیما و اینا ) همه تیپی می دیدی مثل فصل های دیگه نبود

فقط جای امنش هتلمون بود خب چون 5 ستاره بود و جزو هتلهای مثلا گرون خب آدمهایی که اومده بودن خیلی بهتر از افرادی بودن که ما تو هواپیما و بیرون میدیدیم

نمیدونم منظورم رو رسوندم یا نه؟!

خب به خاطر همین ما رافتینگ و اینا رو نرفتیم

بعدم کی گفته آنتالیا فقط آب و آب بازی و بار؟

طبیعت خیلی قشنگی داره وای هواش عاااااااااااااااااااالیه

خب خریدم داشت جنساشون خدایی خوب بود یعنی اگر پوله خوب ببری خیلی میتونی خرید کنی منم خرید کردم

من کلا عاشق طبیعتم یعنی ترجیح میدم جای اینکه برم یه جای بیابون و خشک برم یه جایی که دریا داره سبزه و طبیعت داره و قشنگ تر از همه خلوته ( چون تو فضای داخلی هتل و اطرافش نسبت به این که خب عید بخوای بری مسافرت محاله جایی به این خلوتی پیدا کنی ) خب خیلی حسن داره و قشنگی تو اون عکسی که از محوطه هتل انداختم فکر کنم مشخصه دیگه

کلی همسری رو میتونستم بدونه اینکه کسی نگاهمون کنه وسط چمن ها بغل کنم کلی رو چمنهای محوطه هتل دراز کشیدیم

و اما تیپ لباس پوشیدنم:

خب ببین اگه از خواننده های دائم وبم باشین متوجه شدین که من اسلام رو مدله خودم! قبول دارم نه مدل م ل ا ها!
خب حجابم مدل خودم داشتم بلوز و شلوار و روسری یا بلوز پوشیده با دامن و روسری شاد- و یا سارافن با جوراب شلواری های استرج کلفت
بله حسابی هم تو دیسکو ایرانی خودمون با همسری رقصیدم چون به نظر من اصلا این دو تا به هم ربطی نداره

همه هتلیامونم اکثرا عاشقم بودن اینو تو رستوران متوجه میشدم که همه بهمون سلام میدادن و با خوشرویی باهامون برخورد میکردن

این یعنی مورد تایید یه 200 نفری کم کم بودیمچشمکنیشخندخلاصه باید بگم که کلی تو هتلمون معروف و محبوب شده بودم همه خانمها دوستم داشتن از محجبه و مسن و جوون و بی حجاب ! همه دوستم داشتن و میگفتن با تیپم و اخلاقم حال میکنن دیگه نمیدونم حتی لیدرهای خودمون و تورهای دیگه!
دینه اسلام شاد ترین دینه
اگه به رقصهای محلیمونم نگاه کنی همه با حجاب با هم میرقصیدن! بعدم اونجا کسی به کسی نگاه نمیکنه که !
اونجا دقیقا مدل ترکیه های محجبه حجاب داشتم ( آخه خیلی از هموطنهای عزیزمون اومده بودن اونجا با چادر یا مثلا مانتو اونم رنگ تیره! من نمیدونم خب هر کسی حق داره خودش انتخاب کنه و اعتقادات فردی به خودش مربوطه ولی خب اونجا به نظرم اصلا هیچ خوشی براشون نداشت خب میرفت  جای دیگه ! )
همشم رنگهای شاد تنم بود                            
خب یه چیز دیگه هم بگم که من  از اون تیپ هایی نیستم که با لباس و روسری برم تو آب! واقعا دیگه چیپ بازیه! البته اونایی که این کارارو میکنن دلایل خودشونو دارن ولی من هرگز این کارو نمیکنم
اونم راه حل داره مایو اسلامی دیدم اونایی که گرونن (‌بعضی مدلاش ارزونن و بدتر ضایعا با لباس بری سنگین تری تا این  حد !!!!) کیفیت بهتری دارن و خیلی هم شیکن اگرم میخواستم در استخر رو باز برم -اگر میخواستم برم ! میشد از اونا استفاده کرد خیلی شیکن  

خب اینم از این شفاف سازی !

بریم سراغ عکسهاخوشمزه رستوران

برید تو ادامه مطالب چون سنگین نشه اونجا گذاشتم                  


خب این آقا جلوی در ورودی رستوران آب میوه طبیعی میگرفت فکر کنم از چهره هایی که میبینید تو عکسها معلومه که پیشه کارکنان هتلم معروفیمچشمک راستی کنار دست این آقا هم اون قوری و سماورها رو میبینید عاشق چای هاش بودمزبان

این آقا هم نون میپخت هم یه چیزایی شبیه پیتزا!

اینم یه عالمه نونهای خوشمزه

اینم اولین میزه غذا که ماهی  درسته هاش از همه بیشتر مشتری داشت

یه جورایی میزه غذاهای مدیترانه ای هم هست مثلا

اینم مثلا سالاد باره همین میز بود که چند مدل زیتون و چند مدل ماست که خیلی خوشمزه بودن

اینم یه میزه پر از ترشی

اینم میزه غذاهای ایتالیاییش بود

اینم میزه سالاد بار شه که اون وسط بود  از دو سمت عکس ازش انداختم یه طرف کاهو و اینا رو جدا گذاشته بود یه طرفش چند مدل سالاد با سبزی خوردنداشت خیلی به درد بخور بود بخصوص نعناش که برای معده داغون من دوا بود

 

 

اینجا هم همون جا غذا درست میکردن  هم صبحانه هم ناهار و هم شام خیلی باحال بود

این آقاهه صبحانه یه نیمروهایی درست میکرد که من عکس ننداختم یه سینی رو هی دونه دونه  تخم مرغ میشکوند خیلی مزه میداد ما عاشقش بودیم

وا خدا رو این میز اندازه یه قنادی شیرینی بود هومممممممممم

اینم کیکش از نزدیک

این پرتقالهای خوشمزه و سیبهای باحالشون خدایی ولی پرتقالاشون خیلی خوشمزه بود کیف میکردی میخوردی وای اون ظرف چهارگوش کوچولوها رو میبینید توش یه چیزی بود مثل شیر برنج انقدر خوشمزه بود حد نداشت

وای انقدر منو همسری از این پسره خاطره داریم که حد نداره اینجا نوشیدنی میداد تو رستوران تامنو میدید دیگه خودش میدونست فوری میگفت two coca بعد یه لبخند میزد و برام میریخت؟

خب خیلی باحال بود که تو اون همه آدم یادش بود ازش کلا خوشمون میومد

البته یه چندتا میزه غذای دیگه هم بود که من ازشون عکس نگرفتم آخه یهویی خیلی شلوغ میشد اینجا هم اجازه گرفتم زودتر رفتم تو رستوران عکس گرفتم

مثلا یه میز داشت پر سبزیجات سوخاری که خوراک منو همسری بود کلا سوسیس کالباسم که همیشه سره یه میز بود دیگه

اینم از عکسهای رستوران البته همش خوشمزه نبود یعنی به مزاج ما خوش نمیاومد ولی خب برای تنوع خوب بود

 

                    

| سه‌شنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩۱ | ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |