Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
خودم - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

خب امروز دکترم رو کنسل کردم همین الان از طریق اس ام اس!

خب دیدم اصلا حوصله رفتن ندارم و باید برم آرایشگاه ! ولی حس اونم ندارم !!!

دلم میخواد برم خونه فقط بخوابم! جالب اینه که نمیتونم چون اداره جشن ان ق ل ا ب گذاشته و ما به اجبار باید بریم نه به خاطر اداره به خاطر اینکه همسری میخواد برادر زاده اش رو ببینه!!!!

یه طورایی دیگه درکی از هم نداریم !

نمیدونم چرا ولی انقدر همسر من معمولا فردیه که وقتی با کسی زیاد در ارتباطه فوری فرمه اونو به خودش میگیره!

حالا با افرادی میگرده که خب ذهنیتش خیلی فرق کرده اصلا اون آدم چند سال پیش نیست

خب نیست چی بگم بگم هست؟!

حرفم میزنم میگه منو میخوای از دوستام جدا کنی!!!!!!!!!!!
بابا کسی قصد جدا کردن نداره چرا خودت نیستی چرا تو موثر نیستی؟!

شده یه آدم نا امید

اصلا شکر گزار و خوش نیست

هر چقدر من سعی میکنم شاد باشم اون سعی میکنه ناشاد باشه!

من یه چیز میگم اون یه چیزه دیگه !

با وجودی که میدونه باید شاد باشم و عصبی نباشم خودش شده خوره جونم !

با همه ریزه کاریاش

گاهی میگم به درک ولی دیگه برام مهم نیست

گاهی به خودم تلنگر میزنم تو با احساست ازدواج کردی نه با عقلت

پس با عقلت نسنج بازم با احساست بسنجش ولی به خدا نمیشه

خیلی حالم خوش نیست

راستی دارم کلاس فتوشاپ میرم خیلی دلم میخواست برم و با وجودی که دیگه آخرای سال هیچ کلاسی تشکیل نمیشه خودشون زنگ زدن گفتن میخوای بری کلاس فتو شاپ! منم گفتم چرا که نه

و امروز اولین جلسه رو رفتیم

| دوشنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩٠ | ۱:٥٢ ‎ب.ظ | فلفل بانو نظرات () |