Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
اندر پیچیدگی های ذهنی و کاری و غیره فلفلی! - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

یعنی وقتی به حجم کاریم تا عید فکر میکنم مخم سوت میکشه!

جالب اینه هیچ کدوم هم دقیقا روزش مشخص نیست کی انجام میشه و این برای من خیلی وحشت ناکه چون دوست دارم یه برنامه طولانی مدت داشته باشم

به خاطر همین هی دارم ریلکسشن کار میکنم

دکترم گفته دردهات بیشتر بخاطر اعصابته که روی معده و روده ات تاثیر گذاشته

یکمی خوش بگذرون!

حالا منم کله مشکلات من جمله خیلی حرفها رو دایورت کردم به یه جام

الان مثلا یه هفته بود چون حال نداشتم با مامان همسری حرف نزده بودم چون فکر میکردم چون جاری دومی وارد عمل شده یه طوری حرف میزنه که ناراحتم میکنه و تازه امروز زنگ زدم درحد یه حال احوال که البته حرفهاشو زد ولی من اصلا برام مهم نیست دیگه چی میگه

دقیقا همین الانم که داشتم مینوشتم همسریم داشت از دعوت دوستش و اینا حرف میزد که واقعا حوصله ندارم چون مجرده شوهر خان از من میخواد که برم خونه مامانم اینا و  من واقعا از این کار متنفرم و الان از همسری هم متنفرم ! البته لحظه ای !

گفتم که تازگیا تمام انرژی هایی که میخوام برای آرامش و شادیمون ایجاد کنم میخوره به دیوار سنگی و پر استرس و پر ناامیدی به نام همسری!

بدون اغراق میگم و این دقیقا احساسمه

دلم یه همراهی یه عاشقی نوازش

دلم همش نوازش میخواد کارایی که نامزدیمون میکرد نه این جوری باشه

چی بگم زندگیه دیگه میگذره

خسته ام میکنه گاهی

بگذریم ولی اصلا مهم نیست من کاره خودم رو میکنم

داشتم میگفتم اول از همه اسباب کشی مامان ایناست که چون قبلش یه سری کار تو خونه هه دارن معلوم نیست چقدر طول میکشه پس معلوم نیست کی کارشون تموم میشه ! خب این یعنی اگه اول اسفند یا بازم دیر تر برن من خونه تکونیمو کی انجام بدم !

خب بهرحال من هم بعد از چهار سال خونه تکونی دارم

آخه ساله اول که تازه جهاز برده بودم و یه نظافت سطحی کافی بود ساله دوم تازه اومده بودیم این خونه ساله سوم بنایی کردیم و بازم خونه تکونی نداشتیم ولی امسال خونه تکونی دارم در حد خدا ظاهر همه چی خوبه ولی خب میدونم پنجره ها و پرده ها چقدر کثیفه زیره تخت وااااااااااااااای نگو فرشا باید شامپومن کشیده شه سرویسها هست تمام کابینتها باید از ته تمیز شه خدایا

میدونید من خیلی خونه تکونی رو دوست دارم و بهش اعتقاد دارم چون باعث واقعا لازمه سالی یه بار همه جا از ته ته تمیز شه

خب بعد از اونم جراحی قلب مادر همسریه که اونم زمانش معلوم نیست !

ولی احتمالن تو همین هیری ویریه!

بعد از عید کلی مهمونی دارم

یه شب مادر بزرگم اینا رو باید بگم چون تاحالا بعد این همه وقت یه وعده هم خونه ما نبودن!

یه شب دایی همسری

یه شب دوستام ( شایدم یه دوره دخترونه باشه )

تازه ارشد آزادم شرکت کردم باید درسم بخونم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

کی نمیدونم !

حالا با این احوال من ولی خوبم و سعی میکنم استرس نداشته باشم

تازه معاونمونم باز عوض  شد فکر کن!

| چهارشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩٠ | ٧:۱٥ ‎ب.ظ | فلفل بانو نظرات () |