Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
تو کوچه ی دلم - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

خيلي وقته از درونم از خوده خودم ننوشتم میخوام بنویسم تا سبک شم

ميخوام براتون دردو دل كنم از دل تنگم بگمو ( نه از دلتنگيامون بگم)

احساس تنهايي داره خوردم ميكنه

جوجوخانو حس ميكنم ولي ديگه اونم شده رنگ ديگران اونم داره وارد جنگ ديگران ميشه

وقتي ديدم خاك نبرد رو شونه هاشه  ديگه سخت ميتونستم اونو كنار خودم تو بهشتمون تصور كنم

آخه بهشتيا با اميد ميشينن و منتظرن تا خداي خوبشون به موقع خودشو نشون بده بهشتيا بي قراري نمي كنن چون ميدونن اگه الان اينطوريه مسلحت اونه كه اينطوري باشه

وقتي ديشب دستشو با ترس گرفته بودم و زار ميزدم به خدا من جز تو كسي رو ندارم هيچكس تو اون تاريكي شب نفهميد فلفل چطور داره التماس خدا رو ميكنه كه عزيزش  با يه دنيا دلخوشي كنارش باشه

خيلي قشنگ بود مثل فيلما شده بود شايد خندتون بگيره ولي فيلما عاشقانه هاليوودي

وقتي 1ساعت اصرار كرد كه بگو چي شده منم بغل چند هفته ايمو كه به خاطر اينكه ميدونستم طاقت نداره حتي يك كلمه كوچيك بشنوه شكستم

ولي عصباني شد مثل ديونه ها كه فكر ميكردم الانه كه خودشو به كشتن بده

مثل بچه هايي كه التماس مادرشون ميكنن دستاشو گرفته بودم و ذجه ميزدم تورو جون من بزار پيشت باشم تا عصابت آروم بگيره

خدايا همشوندوستم دارند و آرزو دارند خوشبخت بشم ولي خبر ندارند كه الانم حالام كه زنده ام رو به گند كشيدن دارن عذابم ميدن و دارم عذاب ميكشم تا يه روزي بد بخت نشم( البته این شامل جوجوخانم میشه ) 

ينوشت : special برام باز نمي كنه کسی خبر نداره چرا ؟ برا کسی باز میشه؟ 

| سه‌شنبه ٢٧ آذر ۱۳۸٦ | ۸:٠۳ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |