Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
ذهن پر مشغله فلفل - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

پنجشنبه صبح رفتم بیمارستان صارم تا آزمایش انسولینم رو بدم

صبح ساعت 9 یکیشو دادم و قرار بود صبحانه بخورم و بعد دوساعت بازم برم

که همسری گفت کار داره و رفت و منموندم خونه بابا اینا تا بابا ببرتم

تا صبحانه بخورم شد 10 که دوساعت بعدش میشد ساعت 12 که برم آزمایش بدم

بابا بردتم از بیمارستان هم خوشش اومده بود البته بیمارستان چون صندلی درمانگاهشوکم کرده همه میریزن تو لابی بیمارستان که خیلی بد شده عین بیمارستان دو زاریای شلوغ شده ! اصلا از در که وارد میشی یاده بیمارستان های دولتی میفته آدم انگیزه دکتر صارمی از این کار چی بوده خدا میدونه من که خیلی بدم اومد

بگذریم من تا ساعت 7 خونه بابا اینا بودم و هیچ خبری از همسری نبود !

ساعت7 اومد و ظاهرا از ظهر تو بیمارستان کنار خواهر دوستش بوده!

نگفتم ؟

خواهر دوستش سرطان رحم گرفته بود ( 35 سالشه و 15 ساله پیش از همسرش جدا شده ) خیلی دلم براش سوخت به نظر من همون اول باید در میاورد مامان همسری بهش گفته بود که در بیارولی به ما گفتن نمیشده ! ولی ظاهرا میخواسته حفظش کنه

خلاصه شیمی درمانی شد بیچاره تمام موهاش ریخته بود

خیلی دلم براش سوخت . خلاصه که سرطان به معده اش حمله کرد و هم معده و هم رحم رو در آوردن

خرج بیمارستانش شده بود 12 ملیون!

وقتی رفتم ملاقاتش دیدم بالا سرش اسم دکتر اسم عموی دوستمه ! خب چون از نظر مالی هم ضعیف هستند و این رقم رقمه درشتیه براشون تصمیم گفتم با دوستم که خیلی دست به خیر داره یه صحبتی بکنم

پدر این دختر ودوست همسری یه پیرمرد بازنشسته است که خرج دختر و پسرشو میده ! و تنها درآمدشونه ! و البته مستاجرا

خلاصه که یه 6 میلیونی دکتر بهشون تخفیف داد یعنی دستمزد برای خودش نگرفت!

واقعا یعنی این جور آدما هنوز هستند ؟!

بگذریم خلاصه که پنجشنبه میخواست مرخص بشه و همسر بنده از ظهر دربیمارستان به سر میبردن ( و من در کنار خانواده ام و پدرم منو برد آزمایشگاه ! میبینید کی واجب تره؟!)

و جالبتر شد وقتی اومد خونه و من تو گوشیش کلی اس ام اس دیدم که برای این دختره فرستاده اون روز !!!!

و وقتی بهش اعتراض کردم گفت میخواستم بهش روحیه بدم ! دکتر گفته باید روحیه داشته باشه !!

البته میدونم همسر من بی غرض این کارو کرده ولی .. ولی میترسم که جوره دیگه تموم شه ما ایرانیا جنبه هیچی نداریم

خلاصه که من ناراحت شدم همسری از من ناراحت تر و تمام شبه جمعه و صبح جمعه رو گریه کردم !

تا بهر حال همسری از خره شیطون اومد پایین

جالبه که مادر همسری هم هی بهش میگفت آره بهش زنگ بزنین منم میزنم شما هم زنگ بزن بزار روحیه داشته باشه!

واقعا بعضی ها ملاحظه ندارن

بگذریم برای دختره دعاکنید خوب شه گناه داره

×××

راستی چقدر دلم خنک شد این آوش حذف شد خدایی نوحه میخوند ! و حیف آرمین که اون هفته حذف شد واقعا صدا داشت

ولی این بار شیما و آوش به حق حذف شدن بخصوص آوش افتضاح خوند و اصلا پیشرفت نمیکرد

| شنبه ۱٤ آبان ۱۳٩٠ | ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |