Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
فلفل بانو عصبانی با خاطره خوش - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

وای بزارید غر بزنم بد خوبارو تعریف کنم

وای بدم میاد از کار وای از این اداره متنفرم از آدماش متنفرم حد نداره

تو رو خدا به کسی بر نخوره ها

طرف از ده اومده اینجا رسمی شده آدم شده حالا برای من کلی هم حرف میزنه یعنی امروز دیگه داشتم از بی برنامه گیشون حالم بهم میخورد

خدایا کی میشه بشینم خونه

با وجودی که از خونه نشینی تو این جامعه و در حال حاضر جامعه بدم میاد ولی الان دیگه حالم داره از شرکت بهم میخوره میخوام خونه باشم گریه

الان از حرصی که صبح خوردم تمام گردنم درد میکنه

بگذریم

پنجشنبه قرار بود که برم دندونمو جراحی کنم که خانم دوست همسری زنگ زد و تولد دعوتمون کرد خب منم از خدا خواسته وقت دندانپزشکی رو کنسل کردم و رفتم تولد

تولد دوست همسری بود

کلی با آدمهای جدید آشنا شدم و گفتیم و خندیدیم و کیف کردیم

اول که از در وارد شدم مدعوینه دیگه وقتی منو با چادر دیدن کپ کردن و احساس کردن بله دیگه جشنشون با یه ضدحال بهم خورد !

منم رفتم تو اتاق و لباسمو عوض کردم

اونجا همه بی حجاب بودن

و تنها محجبه من بودم

بگذریم داشتم میگفتم رفتم تو اتاق و لباسم رو عوض کردم و یه بلوز خیلی خوشگل داشتم مشکی که دوره یقه اش کار شده بود روسرمم خیلی خوشگل درست کرده بودم مثل ترکیه ای ها یه دامن تا زیره زانوی حریره از این باد و مه و اینا هست؟ از اونا هم پوشیده بودم با جوراب شلواری خیلی ضخیم ( از این استرجی هایی هست که برای زمستونه از اونا ) مشکی با یه صندل پاشنه بلند جینگیلی سفید خیلی ناز

روسریم سفید طوسی بود دامنمم سفید آبی به خاطر همین که یکی درمیون بشه کفشمم سفید نقره ای بود

بلوز و جورابمم مشکی بودن

خلاصه که یه تیپ توپ زده بودم وقتی از اتاق اومدم بیرون کلی با تیپم حال کرده بودن خیلی زود باهاشون دوست شدم و اونا فهمیدن که نه من خشکه مذهب نیستم و خیلی هم شیک در عین حال با رعایت اصول خاص خودمم

و با کسی هم کار ندارم و خودمم از ما بهترون نمیدونم

خلاصه که شبه باحالی بود کلی زدن و رقصیدن بود

جای همه خالی

تو اون شب وقتی داشتم بهشون نگاه میکردم احساس کردم که وارد یه دنیای  دیگه شده بودم باهاشون بامزه بود

خیلی تجربه کسب کردم با دوستای جدید ولی سوای از تفاوتهامون ازشون خوشم اومد همونطور که اونا از من خوششون اومد

مثلا برای همه نوشیدنی الکلی سرو شد و وقتی به من رسیدن دوست همسری گفت ببخشید میدونم شما نمیخورید ولی امشبو به بزرگی خودتون ببخشید که منم گفتم خواهش میکنم این چه رسمیه تو ایران که فقط همه نوشیدنی های مزه دار رو با الکل سرو میکنن اگه هم الکل نخواین هیچی بهتون نمیدن خب یدونه هم بدون الکلشو برای من بریزید ! و همه به راست میگه پرداختن و برای منم یه گیلاس آب انار با صفر درصد الکل آورد !

و منم گیلاسمو به گیلاسشون زدم و به سلامتی هم خوردیم هر کی به اعتقاد خودش!

 

| شنبه ٢۳ مهر ۱۳٩٠ | ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |