Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
گوشه ای پنهان از شخصیت فلفلی! - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

وای با نوشتن پست قبل متوجه شدم انگاری اون قحطی یه جورایی همه گیره!!

بگذریم من یه چیزی که تو ذاتمه خیلی سختمه به یکی زنگ بزنم و برعکس خانواده شوهر و دوستان و غیره اش همه طرفدار این کار!

یعنی باور کنید دوست صمیمیمم که زنگ میزنه اولش خیلی سختمه گوشی رو بگیرم

میخوام برم مسافرت یعنی میمیرم تا زنگ بزنم از خانواده شوهر خدا حافظی کنم

خدایا میخوام به مدیرم زنگ بزنم بگم فردا نمیام یعنی جونم در میادا جونم درمیاد

خلاصه گفتم بدونید دوستتون یه چیزی تو وجودشه که دائما آزارش میده

یعنی یه چیزی میگم یه چیزی میشنوینا یه دغدغه اییه دائمی در گوشه ای از ذهن و زندگیم باور کنید

الان چند روزه پیش بعدازظهر گوشیمو نگاه کردم دیدم از دوستم میسکال دارم ولی هی خودمو زور میکنم بهش زنگ بزنم ولی نشده و تمام مدت دارم بهش فکر میکنم و عذاب میکشم که بهش زنگ بزنم !!ولی فقط خودم رو میخورم و دستم به تلفن نمی ره چرا نمیدونم

خدایاااااااااااااااااااااااااااااااااا

| یکشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٠ | ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ | فلفل بانو نظرات () |