Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
از کلاس مینگاریم - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

سلام دوست جونام الان فلفل بانو از کلاس با شما صحبت میکنه

آره درست خوندید کلاس

از شرکت شنبه دوشنبه و چهارشنبه صبح تا ظهر برام کلاس گذاشتن

الان کلاس مثلا اکسز (‌Access ) هستم ولی از ساعت هشت نشستیم که استاد ارجمند تشریف بیارن!!! اوووووووووووف

خلاصه که دیدیم فضا مهیاست و ما هم که یه هفته ای هست ننوشتیم خب بنگاریم

عرضم به حضورتو ن که دیشب مهمون داشتیم

خواهر شوهر جان بودن بله بازم درست خوندید خواهر شوهر جان !

آخه ماشین جدید خریده

تو این سه روزی که تعطیل بود پنجشنبه شب با مامان اینا رفتیم بیرون و جمعه شب با مادر شوهر اینا

خلاصه که خوب بود از بیکاری و خونه نشینی و افکار پلید خیلی بهتر بود !

و دیدیم به به خواهر شوهری به هر حال ماشین خریدن

و شبونه با همسری رفتیم و یکمی تمرین کرد که دیگه همسری داشت از ترس میمردخنده

خلاصه که میخواست برای ماشینش جهیزیه بخره

دیروز از شرکت همراه ما اومد هایپر که البته با تعجب دیدیم وسایل ماشینش نصف شده !

و دیگه همسری هم شام حال نداشت بره برسونتش و شب موند خونه ما

البته منم چون رفته بودیم هایپر خسته بودم کفشامم پاشنه بلند بود خیلی پام خسته بود که همسری لطف کرد از بیرون کباب گرفتیم

تجربه بامزه ای بود

دیشب یه جوری بودم احساس میکردم خودم رفتم یه جایی و جام عوض شده نمی تونستم بخوابم!!

خب برم دیگه هنوز البته استاد نیومده ولی فکر کنم باید به یه نفر دیگه پشت یه میز بشینم

| دوشنبه ٤ مهر ۱۳٩٠ | ٩:٤۱ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |