Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
کلی نوشت فلفل بانو !! و عوارض طب سوزنی - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

سلام دوستای گلم

عیدتون مبارک

سه روز تعطیلی خوش گذشت ؟

منم خوبم این یه هفته اصلاتومد نوشتن نبودم !

هی این صفحه رو باز میکردم و سرشار از حرف بودم ولی افسوس نمی تونستم بنویسم

این هفته اتفاقات با مزه ای افتاده که باید بگم

بازم جاری سومی برام حرف در آورده و خدا میدونه چقدر دلم میخوادخفه اش کنم

تازه این سری برای مادر شوهره هم حرف در آورده و جالبتر این که مادر شوهره با اینی که داره منفجر میشه از عصبانیت اصلا به روی طرف نیورده !!!‌ حالا ما بودیم الان تیکه تیکه شده بودیم

ولی خدا رو شکر که حسود خودشو نشون داد

تازه خیلی برای برادر شوهره احترام قائل بوده برادر شوهره این چندروز تعطیلی بردتشون هتل  سپید کنار  بندر انزلی ! مادر شوهره میگه شبی 350 بوده تو این تعطیلات ! فکرشو بکن اگه من یه همچین حرفهایی رو زده بودم فکر کنم همسری الان تو انباری زندانیم کرده بود بدون آب و غذا !! خدایا یعنی اینا چی کار میکنن که اینطورین!

بگذریم خبر بعدی

طب سوزنی رو هورمون های عزیز تاثیر گذاشتن

این یعنی چی ؟

یعنی این که بنده 25 روز مهمانداری کردم از خاله پری! یعنی کل ماه مبارک!!!!!!!!

و هیچ داروی گیاهی هم جواب نمی داد یاسمین و ال دی رو هم که من دیگه لب نمیزنم خب آخه مثلا میخوام نی نی دار شم

به هر حال گفتم محاسن رو که گفتم معایب رو هم بگم

دوست جونا بعد از تحقیقات متوجه شدم که خانم ها باید برن پیش طب سوزنی خانم میگن بهتر سر درمیاره تو این زمینه

خب اینم از این

البته الانم خوب اومدم پایین وحالا که دیگه نمی رم راضیم فکر کنم اگه باردار بشم و همین قدر هم برگرده دیگه پادرد و فشار خون نمی گیرم چون اون وزن رو امتحان کردم البته ورزش و رژیم همچنان هست و خیلی داره کمک میکنه بخصوص ورزش

دیگه دیگه

آهان

این سه روز تعطیلی که روز عیدبا مامان اینا رفتیم شام رو بیرون در هوای باز خوردیم خیلی حال داد

بعد پنجشنبه من یهویی بهم ریختم و داشتم میمردم!‌باور کنیدداشتم میمردم

یعنی من به عمرم یه همچین معده دردی نگرفته بودم تمام تخت و چنگ میزدم آخرم نفهمیدم برای  چی بودناهار خورده بودم و سیرم بودم یهویی اومد و بعد دو ساعت یهویی رفت

جیغ میزدم و گریه میکردم حالا تو اون حال همسری اومده بالا سرم وایساده و هی میپرسه چی شدی درد داری میسوزه یا دل پیچه داری ؟

چی برات بیارم ؟

یعنی شما بودید چی کار میکردید ؟

با وجودی که داد میزدم درد میکنه بازم میپرسید !!

گفتم برو دست از سرم ور دار دارم میمیرم

و خلاصه در اون حال با همسری هم دعوا میکردیم

باورتون نمیشه همسری آورد برام صدقه گذاشت در همون لحظه خوابم برد ! شاید بیهوش شدم

بدون هیچ دردی راحت راحت تا یه ساعت خوابیدم البته هنوزم درد دارم ولی خب اون یه چیزی بود

حالا بامزه اش میدونین چیه در حال درد در حد مرگ یاده سیندوخت بودم یاده دردای معدش و یاد زمانی که رفته بود ولایت همسری و معده درد داشت !!!! فکرشو بکن

خنده

خلاصه دیروزم که از صبح رفتیم ویلای دایی همسری  لواسون و کلی حال کردیم تا شب البته حال که از صبح تا شب با دختر دایی های همسری و خواهر شوهری داشتیم تو اتاق خواب فیلم مسخره کره ای میدیدم ولی چون میخواستم پیشه هم سنو سالام باشم نه پیره زنا مجبور بودم که بشینم اونجا و نه ساعت فیلم ببینم ! ولی بازم خوب بود و من با اراده تمام هیچی از شیرینی . چیپس . پفک . لازانیا و سالاد الویه و البته شوید باقالی نخوردم

هوووووووووووووورا خودم فقط ماست و سالاد و مرغ خوردم هووووووووووووووورا

خیلی حرف دارما ولی حسش نیست بگم یعنی بازم افسرده ام آیا؟.

راستی چند شبه همش خواب امام رضا میبینم !

چند شب پیش خواب دیدم که مامانم و کول کردم ! تو این حیاط و دالون های حرم دارم دنبال ضریح میگردم و سره راه یه عالمه امام زاده بود و اون حیاط و دالون ها که زیارت میکردیم دیشبم خواب دیدم حرم امام رضا دقیقا نزدیک محل کارمه

السلام علیک یا علی بن موسی رضا

عاشقتم آقای بزرگوارم یعنی بارها و بارها و بارها بهم ثابت کردی دلم داره برات پر میکشه

| شنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٠ | ٧:۳٧ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |