Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
دیروز 1 مرداد - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

خب دیروز روزه سختی رو داشتم

از صبح که افتضاح کار داشتیم و بعد حدود ساعت 11 بود که همسری از خونه مادرشوهر اینا زنگ زد!!!!!!

گفت ما اینجاایم من و دوتا داداش و خواهرم اینو که گفت ترسیدم خیلی ترسیدم

گفتم چی شده گفت بابا سکته کرده دارن میبرنش بیمارستان

ضربان قلبمو میشنیدم - آخه پدر شوهرم خیلی مظلومه و تو خونه از همه بهتره

بردنش بیمارستان آ س ی ا

دو شب بوده حالش بد شده بوده

سیاه شده بوده

برادر شوهر دومی سر رسیده و بهش تنفس مصنوعی داده و فکر کردن چیزی تو گلوش پریده !

بعد دو روز بوده سینه اش سنگینی میکرده صداش در نمیومده

تا

تا دیروز نصفه های شب خیلی حالش بد میشه صبح که مادر شوهر و خواهر شوهر میفهمند چی کار میکنن میشینن بالا سرش گریه میکنن!!!!!!!!!!!!!!!!
فکر شو بکن نه به اورژانس زنگ میزنن نه به داداشا هیچی!

خلاصه که صبح که به همسری میگن همسری قبل اینکه راه بیفته با موبایل زنگ میزنه اورژانس و میگه پدر و مادرم خونه تنهاندو پیرن . الانم پدرم قلبش گرفته تنهان

که قبل از رسیدن همسری آمبولانس میرسه

جالب اینه که مادر شوهری میگفت آره همه اومده بودن بعد همسری رسید!

اما باز جالب اینه که همسری من اصل کار رو کرده

اشکال نداره خدا عوضشو بهش بده

خلاصه که بساطی بود تا دیروز ندیدمش حالم بد بودوقتی رفتم بیمارستان و دستاشو گرفتم تو دستم و باهاش حرف زدم فهمیدم نه حالش خوبه خیالم راحت شد

از دور که داشتم میومد تا دیدم دستشو گرفت بالا یعنی سلام تو مراقبهای ویژه بود از آقاهه خواهش کردم که بزاره برم تو گفت یه دقیقه گفتم باشه

کافی بود همون یه دقیقه

راستی یه چیزی رو یادم رفت بگم ما شبه جمعه رفتیم لقمه سرای ویولت !

با مزه بود با همسری رفتیم

آهان راستی دیروز اولین جلسه طب سوزنیم بود الان دوتا گوشواره تو گوشم دارم و یه گرمای زیاد تو تنم

| یکشنبه ٢ امرداد ۱۳٩٠ | ۸:٤٥ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |