خب دیروز رفتم بیمارستان پارس تا آزمایش دکترم رو بدم

خدایا روز جمعه قیامت بود انقدر این بیمارستان شلوغ بود

پذیرش دفترچه ام رو دید ( ما دفتر چه تامین اجتماعی داریم و تکمیلی دانا _ که تکمیلیمون فقط شامل بستری میشه ولاغیر البته فعلا قراره یه تغییراتی بدن ایشالله - به خاطر همین من برای آزمایش میرم پارس چون هم بهتره هم به خاطر دفترچه ام طرف قرارداد و کمتر میگیرن )

گفت خانم آزمایشتون تاریخش مشکل داره ببر اورژانس درستش کنه

بردم و آقای دکتر اونجا بعداز گرفتن ویزیت تشخیص داد دکترم اشتباه نوشته !

گفت بارداری ؟ گفتم نه

گفت الان درستش میکنم

خلاصه نوشت و نوبت ایستادم تا برم تو برگه دکترمم نگه داشتم

رفتم زیر دست نمونه گیران برگه دکترمم نشون دادم گفتم اینو نوشته ولی چون تاریخش مشکل داشت دادیم دوباره نوشتن گفت این که این نیست اشتباه نوشته خلاصه همسری برد داد سوپروایزر بیماستان بدون نوبت ازم آزمایش گرفتن و گفتن برو از میز 12 یه پودر بگیر بخور 1 ساعت دیگه بیا خلاصه انقده تحویلم میگرفتن فکر میکردن فامیل اون آقاهه ام ( سوپروایزر )

بعد نمونه بعدی رو که دادم گفت یدونه هم یهساعت دیگه خلاصه که دیروزم دوباره سه دفعه خون و ادرار دادم ( فکر کنم میخواست سطح دیابت قبل بارداریم رو بدونه آخه خیلی از خانمها میگفتن ما دچار دیابت بارداری شدیم چون بعد از بارداری اومدیم دکتر و دکتر نتونست پیشگیری کنه چمیدونم والا ایشالله که چیزی نیست )‌

بعد با همسری رفتیم رستوران شاندرمن تو بلوار کشاورز که دیگه پامونو نمی زاریم اونجا

اردور چیده 3000 تومن هم نفری اردور گرفته ازمون و روی میز اردور مثل جاهای دیگه سوپ و ماست اینا هم کنار سالادا بود ما از اوناهم برداشتیم اون وقت خیلی شیک اونا رو جدا حساب کرد ! من نمی دونم اگر جزو اردور نیست سره اون میز چرا گذاشتی و بعدم منظورش از اردور اون فقط اون خیار پلاسیده ها بود ! لابد

هیچی نگفتیم ولی اومدیم بیرون گفتیم دیگه پامونو اونجا نمی زاریم خیلی بیشعور بودن

تازه غذاشونم نصبت به قیمتش خیلی کم بود یه کباب فسقلی باور کنید خیلی فسقلی بود رو به ما داد 16 تومن !

خلاصه که اومدم خونه و دیدم خیلی بی جونم کلی البته با اون حالم تمیز کاری کردم و بعد یه ماهیچه دبش گذاشتم یه عالمه هم توش از استخونهای گوسفندی ریختکه حسابی جون گرفتم

همسری این روزا خیلی هوام رو داره و هی میگه دوستت دارم تا من بابت برخورد یه سری افراد ناراحت نشم

منم بهش گفتم که حسابش از اونا سواست

خب میدونین منم دوست دارم مثل عروسهای دیگه مادر شوهرم ما رو دوست داشته باشه و به جای این که بخوادبیاد خونه ما بمونه بخواد که ما بریم خونشون بمونیم

یک ماه بنایی کردیم دریغ از این که بگه کجا موندین و در هر موردی که بهشون احتیاج داشتیم خودشونو کشیدن عقب و همیشه فقط یه طرفه ازمون توقع داشتن و وقتی همسری هم بهشون میگه مادر شوهرم الکی سر صدا راه میندازه و من خیلی ناراحت میشم به خاطر همین دوست ندارم همسری هم بگه چون حرمتشو میشکونن

خودشون باید بفهمند

امروز یکی از دوستای همسری که یه هفته است جابجا شدن میگه من یه هفته است شبا میریم خونه مادر شوهرم میخوابم ولی مادر شوهر من مثل مثلا فامیلای دیگه دوست داره رفت و آمد باشه ( نه این که بچه هاش تو خونش جمع شن )‌بعدم فکر میکنه من مادر شوهرشم دوست داره بیاد خونه ما بمونه!

تازه حق حرف زدن هم نداریم

خیلی بابت این چیزا جلوی خانواده ام بارها خجالت کشیدم

البته بگما خودشم موقعی که گیر میکنه مردم حالشو میگیرن

مثلا موقع اسباب کشی به این خونه 15 روزی لباس شویی نداشت و هی میگفت هیچ کس نه خواهرم نه عروسا نگفتن مادر بیا لباسهاتو تو لباس شویی ما بشورمن اون وقت عقد بودم و همش میگفتم خب راست میگه دیگه بیچاره ولی حالا دستم اومده چرا اونا نکردن این کارا رو

دلم برای همسری میسوزه خیلی مهربونو دلسوزه براشون و هی ناراحت میشه ( برعکس برادراش که همش منافع خودشونو دنبال میکنن همسری من با ته ته دلش براشون دل میسوزونه - مثلا مادر شوهرم که میره خونه برادر شوهرم خانمش یه آب میوه نمی دونم چطوری یا یه غذاهایی که برای مادر همسری سمه میگن بخورید بفرمایئد ولی همسری میگه مادرم یه چیزی بخور که ضرر نداره یا به من میگه مامانم نمی تونه فلان چیزو بخوره براش بهمان چیزو درست کن ولی اوا اصلا اینطوری نیستن من اینو قشنگ حس میکنم ولی چه میشه کرد بعضیا شعورشون به خیلی چیزا نمی رسه )

وای چقده حرف زدم خب دلم خیلی این روزا پره دست خودم نیست

میدونین که ما زنها هم با حرف زدن خودمونو خالی میکنیم چی کار کنم به مامانم که نمی تونم بگم به همسری هم میگم ولی میدونم ناراحت میشه پس فقط میموند شما دوستای خوبم

پینوشت : سیندختی جونم بیمارستان صارم رو بزنی تو گوگل برات کامل میاره تو سایتش هست

با تمام بیمه های سینا دانا کارآفرین ایران ... طرف قرارداده ولی همونطور که گفتم ما بیمه تکمیلی این بیمه ها رو داریم که فقط شامل بستری میشه و اگر سونو و رادیولوژی کاری کرده باشیم می بریم براشون یه مقداریشو میدن - دکتراشم مطب دارن ولی فعلا من چون دکتر مورد نظرم رو مطمئن پیدا نکردم میرم اونجاتا هم با بیمارستان آشنا شم هم با خانم دکترای مختلف همچینی که با یکیشون به تفاهم رسیدم میرم مطبش حتما