Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
شکست عاطفی - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

این روزا درگیری عاطفی دارم

میدونین همیشه از ته ته ته دلم به یکی محبت میکنم بعد یهویی چی میشه

هیچی طرف فکر میکنه من موزیم من بدم یا نه اصلا از اول از خوبیام سو استفاده کرده بوده

و تمام مدت داشته نقشه می کشیده

خلاصه که تو کش مکش عاطفی ام

من کلا از اول با برادر شوهر کوچیکه خیلی احساس نزدیکی میکردم خب همکارم بودیم

و چون زنش خیلی بی ملاحظه است و پر افاده همیشه غصه اش رو میخوردم باورتون میشه !!!

هر وامی میشنیدم یا اداره تصویب میشد فوری بهش میگفتم

یا مثلا قبل عید بهش گفتم با پولایی که داری برو آپارتمان بخر یه چیزی هول و حوش ما و گفت نه قیمتها بالا نرفته 0 نگو داره اینطوری میگه که مثلا تو فامیل نپیچه !! و داره صبر میکنه که مادر شوهر ارث پدرش را دریافت کنه و بعد بره خونه بخره

اون وقت ما که عید رفتیم خونشون زنش یه ساعت گریه زاری راه انداخت که این شوهرم درآمدش کمه!!!!!!!!!!

در حالی که کم کم برجی 3 ملیون درآمد داره طرف

نگو همش فیلم بوده

و به خاطر همین با خیال راحت خرج میکردن

اون وقت ما پوستمون کنده شد تا خونه بخریم

مادر همسری که داره میگه وای زودتر این پولو بگیرم بدم بهش خونه بخره!

بعد اون وقت دو ماه تمام موقع خرید خونه ما حتی یه تلفن نزد حالمونو بپرسه همسری زنگ میزد زود قطع میکرد

خودش تو آپارتمان 60 متری تو یه محله خیلی ناجور زندگی میکنه اون وقت میخواد پول بده که این جاری بره یه آپارتمان 120 متری بخره فکرشو بکن چه جوری دیگه اینا برنامه داشتن اون وقت منه احمق چقدر چقدر دلم برای برادر همسری میسوخت که داره پیر میشه و داره بهش فشار میاد نگو طرفمون چه آی کیویی داشته و داره برنامه ریزی میکنه و این چهره ناراحت ظاهرشه خدایا خدایا

وای بچه ها این یه ذره از حرفامه نمیدونین چه آتیشیه تو دلم

اصلا هر چی تعریف کنم باز دلم آروم نمیشه

هرچی ظاهرم بخنده بازم دلم خونِ

اصلا ازش توقع نداشتم

از یکی که 6 ساله فکر میکنم دوستمه فکر میکنم اندازه داداشم دوستش داشتم ولی حالا

****

 

من فکر میکردم فقط شرکت ما خر تو خر شده و اینطوری شده ولی از بعضی از بچه ها شنیدم که جاهای دیگه هم وضع خرابه و وقتی اینو دیدم دیگه خودم فراموش کردم

یه نگاه بندازین ++ بی چاره ها چه حالی دارن

اداره ما هم خیلی گفتن با موافقت همکاران ولی همش چرت و پرت بود خودشون تصمیم گرفته بودن

| سه‌شنبه ٢۸ تیر ۱۳٩٠ | ٩:٠٥ ‎ب.ظ | فلفل بانو نظرات () |