Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
مولودی و عروسی میرویم - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

فکرشو بکن چهارشنبه آخر وقت مدیر عامل استانی شرکتمون همه مدیرهای زیر مجموعه رو خواست و گفت شرکت ما منحل شده !

یعنی همین شرکتی که من توشم !

یعنی همینه میگن شب میخوابه صبح یه خواب میبینه

نمی دونم مگه میشه شرکتی مثل شرکت ما رو منحل کرد!

حالا هیچی معلوم نیست !

همه رو هواییم یعنی ٢٥٠٠ نفر!

البته معلومه که بیرونمون که نمی ریزن ولی بازم جابجایی

***

جاتون خالی دیروز یه مولودی عروسی و ... ! دعوت بودیم

همسری یه فامیل داره که همه خخخخخخخخخخخخخیلی مومنن

حالا اینا رفتن یه عروس گرفتن که حجاب ندارن

دختره یه عقد گرفته بوده در حد خدا (‌باباش تاجره ) یه چیزی حدود ٨٠ میلیون خرج عقد کرده بود (‌ما نرفته بودیم )

بعد چون هیچ کس از فامیلهای داماد نتونسته بودن برن چون خیلی مذهبی اند خانواده داماد تصمیم گرفتن که دوتا عروسی بگیرن

یکی برای خودشون مولودی

یکی برای عروس ، عروسسسسسسسسسسسسی

حالا این جشنی که ما دیروز ظهر دعوت بودیم مولودی بود

ولی مولودی بودا

تو تالار آمی تیس تو سعادت آباد گرفته بودن

یعنی بگم ٥٠ مدل غذا ٢٠ مدل سالاد و ٢٠ مدل بستنی بود کم گفتم

هر غذایی به ذهنتون برسه که یه رستوران خوب میتونی بری بخوری بود

عروس رفته بود فهیمه افجعی یک میلیون و نهصد فقط آرایشگاه دیگه بگیر برو تا آخرش

اول که عروس اومد تالار یه آهنگ خیلی قشنگ گذاشت تولید داخل بود ولی قشنگ بود

بعد دیگه یه خانمی اومد که فقط٢٥٠ گرفته بودبرای مولودی و مولودی خوند و همه هل هله میکردن نقل و شکلات بود که تو هوابود البته منم کم نزاشتما

وای خیلی مراسم عالی بود بعدم ناهار خوردیم و دوباره یکمی مولودی بعد یهویی آهنگ گذاشتن نور پردازی و منم که دیگه معلومه کجابودم داشتم میترکوندم !

از عربی بگیر تا بابا کرم رقصیدم البته تشویقاتی هم از خانواده داماد دریافت نمودم

که ایول و عالی بودو مرسی و ...

البته راویان گفتن اون فامیلی خیلی مذهبی دیگه اینجا رفته بودن که لهو و لعب آزاد شده بود

خلاصه که انقده کل کشیده بودم و انقده جیغ زده بودم صدام در نمیومد

آهان یادم رفت بگم اونایی که سمت ما میشینن این آرایشگاه روژین برتر سره نبش شاهین - لاله خیلی خوبه موهای منو عالی درست کرد البته بگذریم که مادر شوهر جان باز چسبیده بود به جاریم

میدونین گاهی میگم حقشه هر چقدر سرش بیارن

بگذریم ولی خدا رو شکر من هر جا برم نه حسودیم میشه نه ناراحتی میکنم

فقط به جمع حال میدم

ایول خووووووووووووووووووووودم{#emotions_dlg.e28}

خلاصه اینم از مولودی که عاقبت به خیر شد

| شنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩٠ | ۸:٠٢ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |