Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
به نمایشگاه رفتم - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

خب خدا رو شکر تازگیا تبدیل به یه کزت شدم که هر چی تمیز میکنه بازم یه جا میلنگه !!

خب کمد هنوز خشک نشده یه سری وسایل رو توش بچینم و پرده آشپزخونه رو هم هنوز خیاط آماده نکرده

نمی دونم چرا هر چی هم میشورم و جا به جا میکنم بازم تمومی نداره خسته شدمممممممممم

دلم برای شبای گردش با همسری تنگ شده

***

آره درست گفتین داداشم پارسال قبل عید رفته بود همین روزا خدا میدونه چی میشیم تا برگرده

نمی شه  هم کاریش کرد دیگه هر کی یه عشقی داره

***

دیروز با همسری رفتیم نمایشگاه بهاره

خیییییییییلی خوب بود حسابی خرید کردم

فقط مونده کفشم

یه بلوز کرواتی گرفتم برای عید

چندتا لباس بافت مجلسی از این سوراخ سوراخا

یه مانتو شلوار که خیلی خوب داد

کیف

لباس راحتی برای همسری

دم کنی

یه سارافن لی با مزه که تو خونه پوشیدم برای همسری عزیزم

یه روسری نقره ای که به مانتو توسیم و کیف استخونیم بیاد !

و ...

تمام قرفه ها شو نگاه کردم - همه سالن ها رو رفتیم و کیف کردم

آهان راستی یه آیینه شمع دونه کوچولو هم گرفتم برای سفره هفت سینم

ولی انقدر تنوع روسری و مانتو بود که دلم میخواست همه رو بخرم !

و ایضا پالتو ولی دیگه پول نداشتم یعنی داشتم یه جورایی انقدر خرج کردم روم نمی شد بگم !

راستی موقع رفتن یه لنگه گوشوارم گم شد!

اومدم هول هولی عطر بزنم - گوشواره ها مو در آورده بودم گذاشته بودم رو میز آرایشم چون گوشمو زخم کرده بود - خورد به گوشواره ها شوت شدن! یه لنگه شو پیدا کردم یکیش نیست انگار آب شده رفته تو زمین

حالا میترسم چسبیده باشه به لباسم برده باشمش بیرون!!!

پینوشت : ظاهرا به بد سلیقه گی متهم شدم

باشه من فردا عکس خریدهامو میزارم تا ببینید آیا از پاساژهای شیک هم همین ها رو میخریدید یا نه بازم بهتر میخریدید ؟

 

| دوشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸٩ | ٩:۳٢ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |