Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
من دلم ذرت مسكيكي ميخواد - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

من دلم ذرت مسكيكي ( مكزيكي ) ميخواد

چرا كسي دركم نمي كنه ( تنهايي نه ها با جوجوخان )

از پنجشنبه پيش كه رفتيم بيرون وي يار كردم دست خودمم نيست اصلا ، آخه يه كوچولو اون روز جرو بحث كرديم و من در قهر بودم كه چشمانم به يك عدد چرخ فروش ذرت مسكيكي افتاد ولي چون قهر بودم كه نمي تونستم به جوجوخان بگم دلم ذرت مسكيكي ميخواد برو برام بخر

ديشبم انقده هي اين يه هفته راه رفته بودم تو خونه و گفته بودم دلم ذرت مسكيكي ميخواد ، بابايي سر راه از ميدون آرياشهر يك عدد ليوان گنده اش را مرحمت فرموده و خريدند ولي من دو قاشق خوردم و گفتم من جوجوخان و ميخوام

خب جوجوخان و ذرت مسكيكي و با هم ميخوام چيه مگه

دیشب هی به جوجوخان به چندین زبان مرده و زنده جهان گفتم

من ذرت مسکیکی میخوام

خلاصه كه هنوز دلم ذرت مسكيكي میخواهد

.

.

ما اين هفته هر روز با هم بوديم ( من و جوجوخان )

يا منو تا يه مسير ميبرد و از اونجا ميرفتم

يا تا دم خونه مي برد

به هانيل : خب منم همين كارو كردم گفتم جوجوخان بره پيشه اون دختره و كارم رو انجام بده ، تازه جوجوخان گفته خانمم اومده اينطوري برخورد كردي دختره كلي عذر خواهي كرده كه ببخشيد نشناختمشون

| چهارشنبه ۱٤ آذر ۱۳۸٦ | ۸:٢٩ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |