خب این چند روزه هی داشتم میشستم و جابجا میکردم فقط مونده تختمونو وصل کنیم

راستی مبلهامم فروختم

وقتی شنیدم سیندخت هم مبلهاشو  فروخته یکمی دلم قرص شدکه نه یه تازه عروسه دیگه !! ( مگر اینکه من خودمو و سیندخت رو با ٢ الی ٣ سال ازدواج تازه عروس بدونم قدیم بعد از دو سه سال منتظر بچه دومشون بودن و اساسی کهنه شده بودن )

هم مبلهاشو عوض کرده

بگذریم که چه تیکه هایی از خانواده شوهر بابت مبلها نوشه جان کردم

مبلهای ٩٠٠ تومنیمو خواهرشوهری تو روم گفت ٢٠٠ تومن خریده بودی؟!

ای بابا جای دستتون درد نکنی بابت اونهمه وسایلم که بعد از دوسال داریم یه چیزی برای خونه میخریم

بگذریم

یه ال از چوبکده گرفتیم که دیگه اساسی رفتیم زیر بار سنگین

یاده مستانه می افتم که میگفت مثلا یه ١٠ هزار تومن فقط ته حسابم مونده اینا منم الان همین حال رو دارم

ولی خونمون خیلی گوگولی شده به هر حال بعد از دوسال تازه خونمون شبیه خونه تازه عروسها شده !!!

یعنی شبیه اون آپارتمانی  شد که دوست داشتم توش جهیزیه ام رو بچینم

خدایا شکرت

مرسی همسری دیر به آرزوم رسوندی ولی به هر حال رسوندی