Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
فلفل بانو سرکارگر میشود - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

وای سلام دوستای گلم

خوبین

من این چند روزو فقط و فقط داشتم کار میکردم اون اتاق رو ریختیم بیرون و شروع کردیم به تمیز کاری و همه کابینتهام جابجا شد ولی چون صفحه روی کابینتها مشکل داره همسری گفته باید عوضش کنی حالا باید طبقه اول کابینتهامو خالی کنم تا عوضش کنه

دیروز به عنوان یه سر کارگر وایسادم تو خونه که تاسیساتی ها کارای نیمه تمومشونو تموم کنن

بنا بیاد خرابکاری تاسیساتی ها رو درست کنه

و نقاشم بیاد درها رو رنگ کنه و بعضی جاها که کجکاری داشت و قبلا خشک نشده بود و رنگ کنه

منم هی راه رفتم خودمو مالیدم اینور و اونور و رنگی شدم هی نقاشه با تینر پاکم کردنیشخند

بعد همسری اومد اونم رنگی شد بعد اونو پاک کرد

خلاصه که این پیمانکاره هم هی این وسط راه میرفت و هی میگفت پولم تموم شده آقای همسر خان بهم پول برسونه !!
حالا خدا رحم کرده بود میخواستیم چکی باهاش حساب کنیم وگرنه دیگه چقدر میخواست ازمون پول بگیره

سرتونو درد نیارم به ما گفته بود با 5/6 میلیون تمومش میکنه با احتساب این  که خودمونم کاشی سرامیک بخریم و بهش بدیم اون فقط کابینت و کاغذ دیواری و بنایی کنه با پاکت و حالا سر از 10 میلیون زده ! خب ما گفتیم 2 میلیون کابینت 5/1 پاکت 5/1 کاغذ دیواری یه 5/1 بنایی و لوله کشی !!

اما الان دهن باز کرده خرج در حد تیم ملی

خلاصه که الان اوضاعیه تو خونمون

هیچ کسی که به دادم نرسید مامانم که سختشه بیاد از پشت جبهه کمک میکرد

اما بابام حسابی کمکمون کرد اگه نبود نمیشد

دیگه بازم طبق معمول یه سری افراد که معرف حضور هستن اصلا نیومدن ببینن برادرشون مرده زندست اصلا بابا وسط روز بیان یه سر بزنن الکی زناشونو بهونه کردن

مادر شوهری هم مریض و غیره بماند نمی تونست یه شب بگه بیاین اینجا بمونین خودتون آشپزی کنید

حالا اگه دعوتش میکردی با مخ میومد 10 روزم میموند اونوقت دیگه مریض نیست

چی بگه آدم که همسریمم دلش خیلی پره ولی به قول مامانم چی کار کنه خب

اولش دلم خیلی پر بود آخه خانواده شوهرم همیشه توقع دارن که زنگ بزنی ( توجه کنید نرین ها زنگ بزنین ) حالشونو بپرسین دعوتشون کنید و غیره الکی هم بین عروسها رقابت ایجاد میکنه که بیشتر بهش برسن

ولی مامانم گفت ولشون کن توام اندازه خودشون باش چرا هی حرص میخوری و سره همسریت غر میزنی این چی کارکنه اونا انجام نمی دن اینم مثل تو

خودشم میدونه اونا کم میزارن چرایی نداره

ولی جالبیش اینه که تو این همه گرفتاری ما تازه زنگ زده بودن به همسری ما هیچی تو خونه نداریم بیا ما رو ببرخرید!!!

ای بابا بخواب بگم باید تا صبح بگم

ولی از این به بعد منم مثل خودشون میشم ( یعنی میتونم ! )

| یکشنبه ٢٦ دی ۱۳۸٩ | ٩:٠٢ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |