خب این روزا روحیم بهتره

امروز یه سمینار بود تو شرکتمون منم رفتم خب با همکارام

یه سری افراد فضول داشتن از فضولی میردن که من کجام

و من هم جواب ندادم با خنده پیچوندمشون

یکیشونم گفت وای تو چقدر چهرت لاغر شده ( یعنی میخواست بگه آخی چقده غصه داری میخوریا ) منم گفتم خب باشگاه میرم دیگه

و کلی هم خودمو شاد نشون دادم

ولی چندتا از همکارام ( که همه ازشون برعکس قبلا بد میگفتن و تو این شرایط نشون دادن که خوب هستن )‌ گفتن وای چقده خوب شدی چه شیک شدی وای چقدر روحیت بهتر شده خدا روشکر راحت شدی از دستشون

چون میدونید که من خودم خواستم از اون جهنم در بیام دیگه ولی اونا از بدجنسی کاری کردن که از اونجا درآم برام بد شه !

و فامیلاشم دارن حال میکنن ولی من خودم رو خوب نشون دادم تا جزشون در آد

یکی رفته مشهد و تو این روزا داره دعام میکنه مرررررررررررسی برادرم

دیگه دیگه

آهان ترشی انداختم جمعه

١٢ تا شیشه ( از این شیشه کوچیکا هست برای خیارشوره از اونا )

امیدوارم خوب شه

همچنان محتاج دعاتونم و همچنان در امور اداری مشغول کار هستم اینجا کارش  زیاده ولی اعصابم به حدی راحته که اصلا حد نداره

خدایا میدونم هوامو داری ممنون