Daisypath Anniversary tickers
من و عزیزانم در احاطه ی نور خدا هستیم, که هیچ چیز منفی نمی تواند در آن رسوخ کند.
من آمده ام وای وای - خانه فلفل بانو و شوهرخان



























خانه فلفل بانو و شوهرخان

+بسم الله الرحمن الرحیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ+-ما دو عاشقیم که از خود و زندگیه قشنگ مشترکمون می نویسیم

سلام من الان تو اتاق همسری هستم و دارم آپ میکنم این چند روز خوندموتون اما از موبایل و نمی تونستم براتون کامنت بزارم

یکشنبه پیش دهنم جراحی شد

نمی تونم بگم چقدر حالم بد شد

دو نفر نیم ساعت تو دهنم بودن!!!

این شلنگ ساکشن مثل شیلنگه کیسه خونی که وصل میکنن توش خون میرفت!!

دکترههی دو دقیقه یهبار میگفت خوبی!!

داشتم میمردم ولی میگفتم خوبم ولی دیگه به بخیه که رسید حالم بد شد وطاقتم تموم شد

تا توی حلقمو شکافته بود و دو روز خیلی سخت رو بعدش داشتم

کار شرکتمم که حسابی قاطی پاتی شده

امور اداری یه جانشین جام معرفی کرده یه اقا

حالا این خانم هم اتاقیم که فهمیده من چه سکرت عمل کردم و اون متوجه نشده از سوزش فراوان گفت نه بگین جاش خانم بفرستن ( انگاری حمامه !! ) رئیسمم گفت بشین پیشه این آقا بهش کار یاد بده

از اونورم گفتن رئیست برای ما نامه ننوشته یعنی چی دوتا نیرو خواسته !!

منم گفتم به من چه که به کسی که شما نمی خواین کار یاد بدم مگه خلم دور از جونم نیشخند

منم دیروز اصلا نیومدم سره کار دادم کارتمو همسری زد

من موندم خونه مگه آواره ام که بیام اینجا و حرص بخورم ؟

نشستم خونه و چون اونا میخواستن حرص بخورم ( چهارشنبه خیلی حرصم دادن ) حرص نخوردم نیشخند

دیگه که اساسی تو رو خدا توی این روزادعام کنید

امروز بعدازظهر هم وقت دکتر چشم پزشک دارم چشمام افتضاح ضعیف شده

راستی این پنجشنبه هم برادرشوهر سومی رو افطار دعوت کردم

برای اولین بار شام و ناهار میاد خونمون

افطاری میخوام حلیم بگیرم با نون و پنیر و خرما و سبزی و مربا بزارم

شامم فسنجون - کشک بادمجون و زرشک پلو با مرغ همراه سالاد ماکارونی وسالاد کاهو بزارم خوبه ؟

| یکشنبه ٧ شهریور ۱۳۸٩ | ٩:٠۱ ‎ق.ظ | فلفل بانو نظرات () |